abased

[ایالات متحده]/əˈbeɪst/
[بریتانیا]/əˈbeyst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به تحقیر کردن یا پایین آوردن در مقام

جملات نمونه

his pride was abased by his failure.

غرور او به دلیل شکستش خرد شد.

the dictator's power was abased by popular revolt.

قدرت دیکتاتور به دلیل شورش مردم خرد شد.

he felt abased by his inability to help.

او به دلیل ناتوانی‌اش در کمک کردن احساس حقارت می‌کرد.

her spirit was not abased by her misfortunes.

روح او به دلیل بدبختی‌هایش خرد نشد.

their arrogance was abased when they were defeated.

وقتی شکست خوردند، غرور آنها خرد شد.

the once-powerful king was abased to a commoner.

شاهی که زمانی قدرتمند بود، به یک فرد عادی تنزل یافت.

he felt abased by the criticism he received.

او به دلیل انتقاداتی که دریافت کرد، احساس حقارت می‌کرد.

the company's reputation was abased by the scandal.

شهرت شرکت به دلیل رسوایی خدشه‌دار شد.

his dreams were abased by reality.

رویاهای او توسط واقعیت خرد شدند.

the artist's work was abased by the critics.

آثار هنرمند توسط منتقدان مورد تحقیر قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید