lowered expectations
انتظارات کمتر
lowered head
سر خمیده
lowered voice
صدای آرام
lowering prices
کاهش قیمتها
lowered gaze
نگاه پایین
lowered bridge
پل پایینرفته
lowered standards
استانداردهای پایین
lowering the flag
پایین آوردن پرچم
lowered eyelids
پلکهای پایین
lowered speed
سرعت پایین
the company lowered its prices to attract more customers.
شرکت قیمتها را برای جذب مشتریان بیشتر کاهش داد.
interest rates were lowered by the central bank.
نرخ بهره توسط بانک مرکزی کاهش یافت.
the pilot lowered the aircraft to prepare for landing.
خلبان هواپیما را برای آماده شدن برای فرود پایین آورد.
he lowered his voice so no one would hear.
او صدای خود را پایین آورد تا کسی نشنود.
the government lowered taxes to stimulate the economy.
دولت مالیاتها را برای تحریک اقتصاد کاهش داد.
the volume on the radio was lowered significantly.
حجم صدا در رادیو به طور قابل توجهی کاهش یافت.
she lowered her expectations after the disappointing results.
او پس از نتایج ناامیدکننده انتظارات خود را کاهش داد.
the bridge's suspension was lowered for increased clearance.
سیستم تعلیق پل برای افزایش ارتفاع آزاد شده پایین آورده شد.
the team lowered their standards to secure a victory.
تیم برای به دست آوردن پیروزی، استانداردهای خود را کاهش داد.
he lowered himself into the chair with a sigh.
او با آهی خود را در صندلی پایین آورد.
the temperature lowered dramatically overnight.
دما در طول شب به طور چشمگیری کاهش یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید