ablaze

[ایالات متحده]/əˈbleɪz/
[بریتانیا]/əˈbleɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در آتش; به طور درخشان; پر از اشتیاق
adv. در آتش; به طور درخشان

جملات نمونه

The building was ablaze with colorful lights.

ساختمان با نورهای رنگارنگ در حال سوختن بود.

The forest was set ablaze by a lightning strike.

جنگل در اثر برخورد صاعقه در حال سوختن قرار گرفت.

Her eyes were ablaze with excitement.

چشمانش از هیجان شعله‌ور بود.

The city skyline was ablaze with the setting sun.

خط افق شهر با غروب خورشید شعله‌ور بود.

The candles set the room ablaze with light.

شمع‌ها اتاق را با نور روشن کردند.

The protest march set the streets ablaze with passion.

راهپیمایی اعتراضات خیابان‌ها را با شور و اشتیاق روشن کرد.

The news of the scandal set social media ablaze.

خبر رسوایی رسانه‌های اجتماعی را به آتش کشید.

The fireworks display set the night sky ablaze.

نمایش آتش‌بازی آسمان شب را روشن کرد.

His speech set the audience ablaze with inspiration.

سخنرانی او مخاطبان را با الهام شعله‌ور کرد.

The artist's creativity was ablaze with innovation.

خلاقیت هنرمند با نوآوری شعله‌ور بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید