comply

[ایالات متحده]/kəmˈplaɪ/
[بریتانیا]/kəmˈplaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. وعده دادن که طبق درخواست یا دستور عمل کند؛ پایبند بودن؛ اطاعت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

comply with regulations

رعایت مقررات

comply with instructions

رعایت دستورالعمل‌ها

comply with

رعایت

جملات نمونه

comply with the rules

رعایت قوانین

comply with a formality

رعایت یک رسم و رسوم

their failure to comply with the basic rules.

عدم تمایل آنها به رعایت قوانین اساسی.

comply in public but oppose in private

در ملا عام رعایت کنند اما در خفا مخالف باشند

we are unable to comply with your request.

ما قادر به رعایت درخواست شما نیستیم.

All the citizens must comply with the law.

تمام شهروندان باید با قانون مطابقت داشته باشند.

You must comply with the library rules.

شما باید با قوانین کتابخانه مطابقت داشته باشید.

Candidates must comply strictly with these instructions.

کاندیدها باید به طور دقیق با این دستورالعمل ها مطابقت داشته باشند.

all second-hand furniture must comply with the new regulations.

تمام مبلمان دست دوم باید با مقررات جدید مطابقت داشته باشد.

all personnel should comply with this policy as a condition of employment.

تمام پرسنل باید این سیاست را به عنوان شرط استخدام رعایت کنند.

The executor tried to comply with the intent of the testator.

اجرا کننده سعی کرد با نیت متوفی مطابقت داشته باشد.

half of the beaches fail to comply with European standards.

نصف سواحل با استانداردهای اروپایی مطابقت ندارند.

They may be excused from complying with this regulation.

ممکن است از رعایت این قانون معاف شوند.

the fans were prompt and courteous in complying with police requests.

هواداران در پاسخ به درخواست های پلیس به موقع و مؤدبانه عمل کردند.

the Association set down codes of practice for all members to comply with.

انجمن قوانین عملی را برای رعایت همه اعضا تعیین کرد.

a conscientious worker; a conscientious effort to comply with the regulations.

یک کارگر وظیفه شناس؛ یک تلاش وظیفه شناسانه برای رعایت مقررات.

The factory was closed for failing to comply with government safety regulations.

به دلیل عدم رعایت مقررات ایمنی دولت، کارخانه تعطیل شد.

To some extent, it has something of conservatism complying with reality, and rejects idealism and transcendentalism.

تا حدودی، این موضوع دارای نوعی محافظه کاری است که با واقعیت مطابقت دارد و ایده‌آلیسم و متعالی‌گرایی را رد می‌کند.

To this, dissuasive this kind of patient should comply with the doctor is directive, do not take antibiotic therapy by oneself.

به این ترتیب، این نوع بیمار باید با دستور پزشک مطابقت داشته باشد، نباید درمان با آنتی‌بیوتیک را به تنهایی انجام دهد.

cooperative, unassertive, patient, who suppresses negative emotions (particular anger), and who accepts/complies with external authorities.

همکاری کننده، غیر خودخواه، صبور، کسی که احساسات منفی (به ویژه خشم) را سرکوب می کند و از مقامات بیرونی پذیرش/رعایت می کند.

نمونه‌های واقعی

Banks have until July 2015 to fully comply.

بانک‌ها تا جولای 2015 فرصت دارند به طور کامل رعایت کنند.

منبع: NPR News December 2013 Compilation

I'm authorized to check that all trades comply...

من مجاز به بررسی هستم که آیا همه معاملات با آن مطابقت دارند...

منبع: Billions Season 1

This former president President Trump has not complied with that.

این رئیس‌جمهور سابق، رئیس‌جمهور ترامپ، با آن مطابقت نکرده است.

منبع: VOA Standard English_Americas

I'm offended. We have fully complied with our discovery obligations.

من توهین شده ام. ما به طور کامل با تعهدات کشف خود مطابقت داشته ایم.

منبع: Out of Control Season 3

No matter how much the government poses restrictions, people do not comply.

صرف نظر از اینکه دولت چه مقدار محدودیت اعمال می کند، مردم مطیع نمی شوند.

منبع: CNN 10 Student English November 2020 Collection

We just want people to comply with the order.

ما فقط می خواهیم مردم دستور را رعایت کنند.

منبع: CNN 10 Student English April 2019 Collection

Increased revenue means that most English clubs will comply with both rules.

افزایش درآمد به این معنی است که بیشتر باشگاه های انگلیسی با هر دو قانون مطابقت خواهند کرد.

منبع: The Economist - Comprehensive

Netanyahu had no immediate response, but opposition leader Yair Lapid insisted that he comply.

نتانیاهو پاسخی فوری نداشت، اما رهبر مخالف، یایر لاپید، اصرار داشت که او باید با آن مطابقت کند.

منبع: PBS English News

Vessel ahead of you not comply with TSS

کشتی جلوی شما با TSS مطابقت ندارد.

منبع: Maritime English listening

Now, General Dunford and many others say the insurgents are not yet complying with that.

اکنون، ژنرال دانفورد و بسیاری دیگر می گویند شورشیان هنوز با آن مطابقت نکرده اند.

منبع: BBC Listening Compilation February 2021

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید