highly ambitious
بسیار بلندپروازانه
ambitious goals
اهداف بلند
ambitious project
پروژه بلند
be ambitious of success
برای رسیدن به موفقیت جاه طلب باشید
be ambitious to serve the people
برای خدمت به مردم جاه طلب باشید
They are ambitious although they are poor.
آنها با وجود فقر خود بلند طینت هستند.
She is ambitious to succeed.
او مصمم است که موفق شود.
He is an ambitious man.
او مردی جاه طلب است.
I'm as ambitious as the next man.
من به اندازه هر مرد دیگری جاه طلب هستم.
a sleek and ambitious junior Minister.
یک وزیر ارشد جوان، چابک و جاه طلب.
The actress is ambitious of applause.
بازیگر زن مشتاق تشویق است.
He is an ambitious young man full of enthusiasm and vitality.
او یک جوان جاه طلب، پر از شور و نشاط و سرزندگی است.
The church and friary found an ambitious patron in Ludovico Sforza.
کلیسای جامع و صومعه، لودویکو اسفورزا را به عنوان حامی جاه طلب یافتند.
an ambitious and unctuous assistant;
یک دستیار جاه طلب و چاپلوس;
Only ambitious students get the best marks.
فقط دانشجویان جاه طلب بالاترین نمرات را کسب می کنند.
He described the plan as ambitious and audacious.
او طرح را جاه طلب و جسور توصیف کرد.
A deep-rooted tree is leafy;an ambitious man is vigorous.
یک درخت با ریشه عمیق، پوشیده از برگ است؛ یک مرد جاه طلب، پرانرژی است.
he had an ambitious, albeit unformed, idea for a novel.
او ایده ای جاه طلبانه، اگرچه شکل نگرفته، برای یک رمان داشت.
For an ambitious young woman in this business, the sky’s the limit.
برای یک زن جوان جاه طلب در این حرفه، آسمان حد و مرز ندارد.
an ambitious politician, guided by expediency rather than principle.
یک سیاستمدار جاه طلب که به جای اصول، به منفعتطلبی راه میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید