indifferent

[ایالات متحده]/ɪnˈdɪfrənt/
[بریتانیا]/ɪnˈdɪfrənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشان دهنده عدم علاقه یا نگرانی؛ بی‌طرف؛ از کیفیت پایین‌تر.

جملات نمونه

a pair of indifferent watercolours.

یک جفت آبرنگ بی‌تفاوت

a properly indifferent jury.

یک هیئت داوری بی‌تفاوت مناسب

an indifferent chemical in a reaction.

یک ماده شیمیایی خنثی در یک واکنش

remain indifferent in a dispute

در نزاع بی‌تفاوت بمانید

He is an indifferent cook.

او یک سرآشپز بی‌تفاوت است.

indifferent to the sufferings of others.

بی‌تفاوت نسبت به رنج دیگران

be indifferent to hardships and dangers

بی‌تفاوت بودن نسبت به سختی‌ها و خطرات

I am indifferent to their arguments.

من نسبت به استدلال‌های آنها بی‌تفاوت هستم.

most workers were indifferent to foreign affairs.

اکثر کارگران نسبت به امور خارجی بی‌تفاوت بودند.

attempts to distinguish between good, bad, and indifferent work.

تلاش برای تمایز بین کار خوب، بد و بی‌تفاوت.

Nothing could dispel the torpidity of the indifferent audience.

هیچ چیز نمی‌توانست رخوت مخاطبان بی‌تفاوت را از بین ببرد.

It is quite indifferent to me whether you go or stay.

برای من کاملاً بی‌تفاوت است که شما بروید یا بمانید.

He was coldly indifferent to other people.

او نسبت به دیگران به طرز سرد و بی‌تفاوت بود.

she seemed indifferent rather than angry.

او به نظر بی‌تفاوت‌تر از عصبانی می‌رسید.

His indifferent attitude has put us off.

حالت بی‌تفاوت او ما را ناراحت کرده است.

Amount to a company to the sea for, nodical amerce is indifferent to, work laboriously fills the sea to build the land that give to want restorable, this can be accepted least of all.

برای یک شرکت تا دریا، amerce nodical به آن بی‌تفاوت است، کار به سختی دریا را پر می‌کند تا زمینی را بسازد که به خواسته‌های بازسازی‌شدنی می‌دهد، این کمترین چیزی است که می‌توان پذیرفت.

When one partner was finally willing to make a change for the better, the other would become suddenly indifferent and unappreciative.

وقتی یکی از شرکا بالاخره مایل به ایجاد تغییرات برای بهتر شدن بود، دیگری ناگهان بی‌تفاوت و بی‌ارزش می‌شد.

نمونه‌های واقعی

I was strong, active, indifferent to consequences.

من قوی، فعال و بی‌تفاوت نسبت به عواقب بودم.

منبع: My life

Moody seemed totally indifferent to his less-than-warm welcome.

به نظر می‌رسید که مودی کاملاً بی‌تفاوت به استقبالی که آنقدر گرم نبود.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

People are, generally speaking, either dead certain or totally indifferent.

به طور کلی، مردم یا کاملاً مطمئن هستند یا کاملاً بی‌تفاوت.

منبع: Sophie's World (Original Version)

I kept my voice indifferent. " May I? "

صدایم را بی‌تفاوت نگه داشتم. " آیا می‌توانم؟"

منبع: Twilight: Eclipse

Since you are indifferent to my opinions, Mr Bates, it's only fitting I am indifferent to yours.

از آنجایی که نسبت به نظرات من بی‌تفاوت هستید، آقای بیتس، این طبیعی است که من هم نسبت به نظرات شما بی‌تفاوت باشم.

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 5

But what surprised me even more was that my beard alone left Chris indifferent.

اما آنچه بیشتر از همه مرا شگفت‌زده کرد این بود که ریش من به تنهایی باعث بی‌تفاوتی کریس شد.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

30. I infer that he is indifferent to differentiating the offers in different conferences.

من نتیجه‌گیری می‌کنم که او نسبت به تفکیک پیشنهادها در کنفرانس‌های مختلف بی‌تفاوت است.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

But he was not indifferent to foreign food.

اما او نسبت به غذاهای خارجی بی‌تفاوت نبود.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

Cinderella seemed very indifferent in the matter. Indeed, she asked them the name of that princess.

سیندرلا در این مورد بسیار بی‌تفاوت به نظر می‌رسید. در واقع، از آنها اسم آن شاهزاده خانم را پرسید.

منبع: Fairy tale

12) Be indifferent to where you live.

به اینکه کجا زندگی می‌کنید بی‌تفاوت باشید.

منبع: The meaning of solitude.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید