annotated

[ایالات متحده]/'ænə,teitid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاوی یادداشت‌های توضیحی یا نظرات؛ حاوی حاشیه‌نویسی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

annotated bibliography

نمایه کتاب شناسی

جملات نمونه

a paperback edition of a novel; an annotated edition of Shakespeare.

نسخه جیبی یک رمان؛ نسخه مصحح شده شکسپیر.

She meticulously annotated her research findings.

او یافته‌های تحقیقاتی خود را با دقت فراوان مصحح کرد.

The professor provided annotated readings for the students.

استاد، خواندنی مصحح شده برای دانش‌آموزان ارائه کرد.

An annotated bibliography is a useful tool for research.

لیست منابع مصحح شده ابزاری مفید برای تحقیق است.

The annotated map helped us navigate through the city.

نقشه مصحح شده به ما کمک کرد تا از شهر عبور کنیم.

I prefer using annotated editions of classic literature.

من ترجیح می‌دهم از نسخه‌های مصحح شده ادبیات کلاسیک استفاده کنم.

The museum displayed an annotated timeline of historical events.

موزه یک جدول زمانی مصحح شده از وقایع تاریخی به نمایش گذاشت.

The teacher asked the students to create annotated diagrams for their projects.

معلم از دانش‌آموزان خواست نمودارهای مصحح شده برای پروژه‌های خود ایجاد کنند.

The software allows users to create annotated notes on the document.

نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد یادداشت‌های مصحح شده‌ای را در سند ایجاد کنند.

The annotated manuscript provided valuable insights into the author's writing process.

دست‌نویس مصحح شده بینش‌های ارزشمندی در مورد فرآیند نویسندگی نویسنده ارائه کرد.

Students were required to submit annotated bibliographies as part of their assignments.

از دانش‌آموزان خواسته شد که لیست منابع مصحح شده را به عنوان بخشی از تکالیف خود ارسال کنند.

نمونه‌های واقعی

Hands data in the art museum isn't yet annotated to show how they work.

اطلاعات مربوط به دست‌ها در موزه هنر هنوز به گونه‌ای برچسب‌گذاری نشده است که نشان دهد چگونه کار می‌کنند.

منبع: Vox opinion

Next, you wanna annotate the material.

بعد، می‌خواهید مواد را برچسب‌گذاری کنید.

منبع: Crash Course Learning Edition

The collection contains an annotated catalogue of 10,680 titles along with compendiums of 3,593 titles.

این مجموعه شامل یک فهرست راهنما با برچسب‌گذاری 10,680 عنوان و همچنین مجموعه‌ای از 3,593 عنوان است.

منبع: Global Times Reading Selection

As for the writing itself I've annotated the proposal as and where I thought it could be improved.

در مورد خود متن، من پیشنهاد را در جاهایی که فکر می‌کردم می‌توان آن را بهبود بخشید، برچسب‌گذاری کردم.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 8

However, I knew I needed my own book to annotate.

با این حال، می‌دانستم که برای برچسب‌گذاری به کتاب خودم نیاز دارم.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

We don't need to annotate these videos.

ما نیازی نیست این ویدیوها را برچسب‌گذاری کنیم.

منبع: Two-Minute Paper

He annotated his script with drawings. He wanted it to resemble as far as possible the Paget illustrations.

او فیلمنامه خود را با طراحی‌ها برچسب‌گذاری کرد. او می‌خواست تا حد امکان شبیه به تصاویر پاژه باشد.

منبع: How to become Sherlock Holmes

Its annotated strings of genetic code serve as a baseline.

توالی‌های ژنتیکی برچسب‌گذاری شده آن به عنوان یک مبنا عمل می‌کنند.

منبع: The Economist - Technology

Swiss, Italian, and Austrian cartographic agencies have long maintained official border records with meticulous measurements and annotated pictures like these.

سازمان‌های نقشه‌برداری سوئیس، ایتالیا و اتریش مدت طولانی است که سوابق رسمی مرزی را با اندازه‌گیری‌های دقیق و تصاویر برچسب‌گذاری شده مانند این حفظ کرده‌اند.

منبع: Vox opinion

It lets you annotate Google search results and ads so that you recommend them to other people.

این به شما امکان می‌دهد نتایج و تبلیغات جستجوی گوگل را برچسب‌گذاری کنید تا بتوانید آنها را به دیگران توصیه کنید.

منبع: Technology Trends

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید