explained

[ایالات متحده]/[ɪkˈspleɪnd]/
[بریتانیا]/[ɪkˈspleɪnd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای روشن کردن آن با شرح بیشتر آن؛ برای ارائه دلیل برای چیزی؛ برای شرح نحوه عملکرد چیزی
adj. که توضیح داده شده است

عبارات و ترکیب‌ها

explained clearly

به طور واضح توضیح داده شد

explained it

آن را توضیح داد

explained further

توضیح بیشتر داد

explained well

خوب توضیح داده شد

explaining now

حالا توضیح می‌دهد

explained earlier

قبلاً توضیح داده بود

explained simply

به سادگی توضیح داده شد

explaining the process

در حال توضیح روند

explained to me

برای من توضیح داد

explained carefully

با دقت توضیح داده شد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید