marked

[ایالات متحده]/mɑːkt/
[بریتانیا]/mɑːrkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. واضح; مستعد به دشمنی; هدف حمله از سوی دشمنان.

عبارات و ترکیب‌ها

marked improvement

بهبود قابل توجه

marked difference

تفاوت قابل توجه

marked increase

افزایش قابل توجه

marked decrease

کاهش قابل توجه

marked with

علامت گذاری شده با

marked freight prepaid

هزینه حمل و نقل پرداخت شده

marked price

قیمت مشخص شده

جملات نمونه

a marked increase in UK sales.

افزایش قابل توجه در فروش در انگلستان

marked a square on the board.

مربعی را روی تخته علامت گذاری کرد.

gray fur that is marked with stripes.

پوست خاکستری که با راه راه مشخص شده است.

marked the appointment on my calendar.

قرار ملاقات را در تقویم خود علامت گذاری کردم.

a muddy road marked with footprints

یک جاده گل آلود که با رد پاها علامت گذاری شده است

She is a woman of marked intelligence.

او زنی باهوش و باهوش است.

The play is a marked success.

نمایش یک موفقیت بزرگ است.

a style marked by -ties

سبکی که با -ties مشخص شده است

a life marked by vicissitudes

زندگی سرشار از فراز و نشیب

a man of marked individuality

مردی با فردیت متمایز

He marked the floor with chalk.

او کف را با گچ علامت گذاری کرد.

The course of a ship is marked on a chart.

مسیر کشتی روی نقشه مشخص شده است.

was marked as a dead man by the assassin.

توسط آدمکش به عنوان یک مرد مرده علامت گذاری شد.

a composition marked by elegant phrasing.

یک آهنگ با لحن ظریف و شیک.

A buoy marked the entrance to the anchorage.

بویه نشان دهنده ورودی به بندر بود.

marked the spot where the treasure was buried; a career marked for glory.

محل دفن گنج را علامت گذاری کرد؛ شغلی که برای پیروزی تعیین شده است.

This glioblastoma multiforme (GBM) demonstrates marked cellularity with marked hyperchromatism and pleomorphism.

این گلیوبلاستوما مولتی فرمه (GBM) نشان دهنده تودار بودن قابل توجه با هایپرکروماتیسم و پلئومورفیسم قابل توجه است.

negotiations marked by the temperance of the participants),

مذاکراتی که با اعتدال شرکت کنندگان مشخص شده است،

نمونه‌های واقعی

22. Those shoes are already marked down.

22. آن کفش ها قبلاً با تخفیف مشخص شده اند.

منبع: New TOEIC Listening Essential Memorization in 19 Days

No event, however unpleasant, could have marked her for ever.

هیچ رویدادی، هرچند ناخوشاوت، نمی توانست او را برای همیشه علامت گذارد.

منبع: Tess of the d'Urbervilles (abridged version)

Those shoes are already marked down.

22. آن کفش ها قبلاً با تخفیف مشخص شده اند.

منبع: New TOEIC Listening Essential Memorization in 19 Days

We could have some maps of different cities with these features marked.

ما می توانستیم نقشه هایی از شهرهای مختلف با این ویژگی ها داشته باشیم.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 14

What's your most marked characteristic? - I'm a trier.

ویژگی برجسته شما چیست؟ - من یک تلاشگر هستم.

منبع: "JK Rowling: A Year in the Life"

Unlike straightforward tit-for-tat, social retaliation was having a marked effect.

برخلاف انتقام گیری مستقیم، انتقام گیری اجتماعی اثر قابل توجهی داشت.

منبع: The Economist - Technology

The rocket strike came as Ukraine marked its Independence Day.

حمله موشکی زمانی رخ داد که اوکراین روز استقلال خود را جشن می گرفت.

منبع: CRI Online August 2022 Collection

Eric walked me right to the door, though it was clearly marked.

اریک من را درست جلوی در برد، اگرچه به وضوح علامت گذاری شده بود.

منبع: Twilight: Eclipse

You're going to get marked down for that type of punctuation error.

شما برای این نوع خطای املایی امتیاز کم خواهید گرفت.

منبع: Emma's delicious English

Never have I seen features so deeply marked with all bestiality and cruelty.

من هرگز ویژگی هایی را به این عمق با تمام حیوانیت و بی رحمی ندیده ام.

منبع: The Sign of the Four

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید