attempts at appeasements
تلاشهای مصالحه
policies of appeasement
خطوط مشی مصالحه
concessions and appeasements
مصالحه و امتیازات
pacifying through appeasements
آرامسازی از طریق مصالحه
diplomatic appeasements
مصالحه دیپلماتیک
the government made several appeasements to avoid conflict.
دولت چندین مصالحه انجام داد تا از بروز درگیری جلوگیری کند.
his appeasements did not satisfy the angry crowd.
مصالحه های او خشمگینان را راضی نکرد.
appeasements can sometimes lead to greater demands.
مصالحه ها گاهی اوقات می توانند منجر به خواسته های بیشتر شوند.
they believed that appeasements would bring peace.
آنها معتقد بودند که مصالحه ها صلح را به ارمغان می آورد.
many criticized the appeasements as weak and ineffective.
بسیاری از مصالحه ها به عنوان ضعیف و غیرموثر انتقاد کردند.
appeasements in negotiations can be a double-edged sword.
مصالحه ها در مذاکرات می تواند یک شمشیر دولمنده باشد.
the leader's appeasements were seen as a sign of weakness.
مصالحه های رهبر به عنوان نشانه ای از ضعف تلقی می شد.
they hoped that appeasements would lead to a lasting solution.
آنها امیدوار بودند که مصالحه ها منجر به یک راه حل پایدار شود.
appeasements can sometimes escalate tensions instead of reducing them.
مصالحه ها گاهی اوقات می توانند تنش ها را تشدید کنند به جای کاهش آنها.
in diplomacy, appeasements are often used to maintain stability.
در دیپلماسی، مصالحه ها اغلب برای حفظ ثبات استفاده می شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید