confrontation

[ایالات متحده]/ˌkɒnfrʌnˈteɪʃn/
[بریتانیا]/ˌkɑːnfrənˈteɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وضعیت تضاد یا مخالفت؛ چیزی که در تضاد یا مخالفت است

عبارات و ترکیب‌ها

military confrontation

رویارویی نظامی

جملات نمونه

a confrontation with the legislature.

یک رویارویی با قوه مقننه

confrontation would be a purgative.

رویارویی یک پاک‌کننده خواهد بود.

the confrontations of adversary politics.

رویارویی‌های سیاست خصمانه.

a violent confrontation with riot police.

یک رویارویی خشونت‌آمیز با پلیس ضد شورش.

diplomatic packaging of the key provisions will make a confrontation unlikely.

بسته‌بندی دیپلماتیک مفاد کلیدی، یک رویارویی را غیرمحتمل می‌کند.

You should not have risked the confrontation with the government.

شما نباید خطر رویارویی با دولت را به جان خریده باشید.

We can’t risk another confrontation with the union.

ما نمی‌توانیم خطر رویارویی دیگر با اتحادیه را متحمل شویم.

Diplomacy secured the cooperation that confrontation had failed to elicit.

دیپلماسی همکاری را به دست آورد که رویارویی نتوانسته بود به دست آورد.

Union members braced themselves for a confrontation with management.

اعضای اتحادیه خود را برای رویارویی با مدیریت آماده کردند.

The hostess averted a confrontation between the two guests with an adroit and diplomatic change of subject.

میهماندار با تغییر موضوعی ماهرانه و دیپلماتیک، از رویارویی بین دو مهمان جلوگیری کرد.

Up to now both sides in the dispute have been cautious, but now the gloves are off and a serious confrontation is expected.

تا کنون هر دو طرف درگیر در نزاع محتاط بوده اند، اما اکنون شرایط تغییر کرده و یک رویارویی جدی پیش بینی می شود.

نمونه‌های واقعی

There was still one more confrontation between the two sides.

هنوز یک رویارویی دیگر بین دو طرف وجود داشت.

منبع: NPR News March 2016 Collection

And the video released this week shows the confrontation.

و ویدیویی که این هفته منتشر شد، نشان دهنده رویارویی است.

منبع: NPR News May 2020 Compilation

James Somerset had a confrontation with Charles Stewart.

جیمز سومرسیٹ با چارلز استوارت درگیر شد.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 Compilation

The rallies have police on alert for potential street confrontations.

تظاهرات باعث شده پلیس برای رویارویی‌های خیابانی احتمالی هوشیار باشد.

منبع: VOA Daily Standard January 2021 Collection

But as in any other sport confrontations happen usually with fins.

اما مانند هر ورزش دیگری، درگیری‌ها معمولاً با باله اتفاق می‌افتد.

منبع: VOA Standard English Entertainment

They may not be truthful and lie to avoid difficult confrontations.

ممکن است صادق نباشند و برای اجتناب از درگیری‌های دشوار دروغ بگویند.

منبع: Popular Science Essays

I beg you to remain cautious and avoid the confrontation.

از شما خواهش می‌کنم محتاط باشید و از رویارویی اجتناب کنید.

منبع: BBC Listening February 2014 Collection

U.S. officials worry China's ultimate aim is a confrontation with Japan.

مقامات ایالات متحده نگرانند که هدف نهایی چین یک رویارویی با ژاپن باشد.

منبع: CNN Listening December 2013 Collection

The emphasis on diplomacy comes after months of sometimes violent territorial confrontations.

تاکید بر دیپلماسی پس از ماه‌های درگیری‌های ارضی گاهی اوقات خشونت آمیز صورت می‌گیرد.

منبع: VOA Standard August 2014 Collection

Member station WWNO reports a bystander recorded the confrontation on a cellphone.

ایستگاه عضو WWNO گزارش می‌دهد که یک رهگذر درگیری را با تلفن همراه ضبط کرده است.

منبع: NPR News February 2013 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید