armlet

[ایالات متحده]/ˈɑːrmlɛt/
[بریتانیا]/ˈɑːrmlɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باندی که دور بازو پوشیده می‌شود، معمولاً به عنوان زینت یا برای حمایت از اندام؛ یک خلیج کوچک؛ باندی که دور بازو پوشیده می‌شود و به عنوان کاف فشار خون استفاده می‌شود

جملات نمونه

she wore a beautiful armlet made of gold.

او یک دستبند طلبی زیبا به تن کرد.

the armlet symbolized her status in the tribe.

دستبند نماد جایگاه او در قبیله بود.

he gifted her an armlet for her birthday.

او به عنوان هدیه تولد برای او دستبندی خرید.

the ancient warriors often wore armlets as part of their armor.

جنگجویان باستانی اغلب دستبندها را به عنوان بخشی از زره خود می پوشیدند.

she admired the intricate designs on the armlet.

او طرح های پیچیده روی دستبند را تحسین کرد.

he decided to make an armlet from colorful beads.

او تصمیم گرفت دستبندی از مهره های رنگارنگ بسازد.

the armlet was a family heirloom passed down for generations.

دستبند یک ارثیه خانوادگی بود که نسل به نسل منتقل می شد.

wearing an armlet can enhance your fashion statement.

پوشیدن یک دستبند می تواند ظاهر شما را بهبود بخشد.

she felt empowered wearing her new armlet.

او با پوشیدن دستبند جدیدش احساس قدرت کرد.

the armlet glimmered in the sunlight.

دستبند در نور خورشید می درخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید