bracelets

[ایالات متحده]/ˈbreɪsləts/
[بریتانیا]/ˈbreɪsləts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوارهای تزئینی که به دور مچ دست پوشیده می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

bracelets sparkle

برق زدن دستبندها

wear bracelets

پوشیدن دستبند

pair bracelets

جفت کردن دستبند

stack bracelets

آنتن دستبند

gift bracelets

هدیه دادن دستبند

sell bracelets

فروش دستبند

design bracelets

طراحی دستبند

show bracelets

نمایش دستبند

choose bracelets

انتخاب دستبند

جملات نمونه

she loves to wear colorful bracelets.

او عاشق پوشیدن دستبندهای رنگارنگ است.

these bracelets are made of natural stones.

این دستبندها از سنگ های طبیعی ساخته شده اند.

he bought matching bracelets for his girlfriend.

او دستبندهای مشابه برای نامزدش خرید.

bracelets can be a great gift for any occasion.

دستبندها می توانند هدیه ای عالی برای هر مناسبتی باشند.

she has a collection of antique bracelets.

او مجموعه ای از دستبندهای عتیقه دارد.

these bracelets are adjustable to fit any wrist size.

این دستبندها قابل تنظیم برای اندازه مچ دست هستند.

he enjoys making diy bracelets in his free time.

او از ساختن دستبندهای دست ساز در اوقات فراغت خود لذت می برد.

bracelets can symbolize friendship and love.

دستبندها می توانند نماد دوستی و عشق باشند.

she stacked several bracelets on her wrist.

او چندین دستبند را روی مچ دست خود انباشته کرد.

these bracelets are perfect for layering with other accessories.

این دستبندها برای لایه بندی با سایر لوازم جانبی مناسب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید