bracelet

[ایالات متحده]/ˈbreɪslət/
[بریتانیا]/ˈbreɪslət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مورد زینتی که بر روی مچ دست پوشیده می‌شود، که به عنوان دستبند نیز شناخته می‌شود
Word Forms
جمعbracelets

عبارات و ترکیب‌ها

diamond bracelet

دستبند الماس

gold bracelet

دستبند طلا

silver bracelet

دستبند نقره

charm bracelet

دستبند بافت

leather bracelet

دستبند چرمی

jade bracelet

دستبند یاقوت

جملات نمونه

a bracelet set with emeralds.

یک دستبند مزین به زمرد.

stud a bracelet with rubies.

یک دستبند با روبی.

a gold bracelet with a turquoise clasp.

یک دستبند طلایی با قفلی از جنس عقیقه.

bracelet aglitter with diamonds

دستبندی که با الماس می درخشد.

The diamond bracelet is very beautiful.

دستبند الماس بسیار زیباست.

a cheap showy rhinestone bracelet

یک دستبند ارزان قیمت و جلب توجه با سنگ های بلورین.

a bracelet bestudded with jewels

یک دستبند که با جواهرات تزئین شده است.

a cheap, showy rhinestone bracelet;

یک دستبند ارزان قیمت و جلب توجه با سنگ های بلورین;

a diamond bracelet; diamond jewelry.

یک دستبند الماس؛ جواهرات الماس.

Her bracelet was set with emeralds.

دستبند او با زمرد تزئین شده بود.

Don't lose the bracelet;it's made of real gold.

دستبند را گم نکنید؛ از طلای واقعی ساخته شده است.

She left her gold bracelet as a pledge.

او دستبند طلایی خود را به عنوان وثیقه رها کرد.

This pair of bracelets were handed down from my greatgrandmother.

این جفت دستبند از مادربزرگ بزرگ من به ارث رسید.

When Mary broke her bracelet, she was at the point of tears.

وقتی مری دستبندش را شکست، در آستانه گریه بود.

She forewent the pomp of the alluring pompadour.She wore no chains, bracelets or lockets.

او از تجمل یک مدل موی جذاب چشم پوشی کرد. او هیچ گردنبند، دستبند یا سنجاقی نمی پوشید.

Joyce has been under a cloud since her roommate's bracelet disappeared.

جوی از زمانی که دستبند هم‌اتاقش ناپدید شد، در حالت غم و اندوه قرار گرفته است.

On display are earrings, necklaces and bracelets made from jade, amber and amethyst.

در نمایشگاه گوشواره ها، گردنبندها و دستبندهای ساخته شده از یاقوت، کهربا و آمتیست وجود دارد.

cubic zirconia (CZ) raindrop (drop, teardrop), beads,pendant,rings,bracelet,briolette,roundel

زیرکونیا (CZ) قطره اشک (قطره، اشک)، مهره، آویز، حلقه، دستبند، بریولت، گرد.

The money that a repeal saves could help pay for monitoring compulsive molesters more intrusively—through ankle bracelets and the like.

وجهی که لغو آن صرفه جویی می کند می تواند به پرداخت هزینه نظارت بیشتر و به طور مداخله جویانه بر آدم ربای اجباری کمک کند - از طریق دستبندهای مچ پا و موارد مشابه.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید