torc

[ایالات متحده]/tɔːk/
[بریتانیا]/tɔrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (گال‌های باستانی، بریتانیایی‌ها و غیره) زینتی فلزی که دور گردن پوشیده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

gold torc

گردن طلایی

bronze torc

گردن برنزی

iron torc

گردن آهنی

torc necklace

گردنبند تورک

torc design

طراحی تورک

torc style

سبک تورک

torc jewelry

جواهرات تورک

silver torc

گردن نقره‌ای

torc artifact

اشیای تورک

torc collection

کلکسیون تورک

جملات نمونه

he wore a beautiful torc around his neck.

او یک تورک زیبا دور گردنش پوشیده بود.

the ancient torc was made of gold and decorated with intricate designs.

تورک باستانی از طلا بود و با طرح های پیچیده تزئین شده بود.

she inherited a family heirloom, a stunning silver torc.

او یک میراث خانوادگی، یک تورک نقره ای خیره کننده به ارث برد.

the torc symbolizes strength and power in celtic culture.

تورک نماد قدرت و توانایی در فرهنگ سلتیک است.

during the festival, many wore traditional torcs.

در طول جشنواره، بسیاری تورک های سنتی پوشیدند.

he crafted a new torc from recycled materials.

او یک تورک جدید از مواد بازیافتی ساخت.

the museum displayed a collection of ancient torcs.

موزه مجموعه ای از تورک های باستانی را به نمایش گذاشت.

her torc was a gift from her grandmother.

تورک او هدیه مادربزرگش بود.

wearing a torc can be a statement of identity.

پوشیدن یک تورک می تواند بیان هویت باشد.

he admired the craftsmanship of the torc at the exhibit.

او هنر و مهارت ساخت تورک را در نمایشگاه تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید