assistant

[ایالات متحده]/əˈsɪstənt/
[بریتانیا]/əˈsɪstənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمک کننده، معاون، دستیار؛ یار

عبارات و ترکیب‌ها

personal assistant

دستیار شخصی

virtual assistant

دستیار مجازی

جملات نمونه

That's the new assistant, I presume.

حدس می‌زنم که او دستیار جدید است.

a nurse's aide.See Synonyms at assistant

کمک پرستار. به مترادف‌ها در دستیار مراجعه کنید

a care assistant was working alongside him.

یک دستیار مراقبت در کنار او کار می کرد.

had my assistant run the errand.

دستیارم این کار را انجام داد.

My assistant’s one in a million.

دستیارم یک در میلیون است.

a reliable assistant; a reliable car.

یک دستیار قابل اعتماد؛ یک ماشین قابل اعتماد.

She was downgraded to assistant manager.

او به سمت مدیر دستیار تنزل یافت.

a supervisor degraded to an assistant;

یک ناظر که به دستیار تنزل یافت;

The shop assistant was wearing a white overall.

دستیار مغازه یک لباس سفید به تن داشت.

Rhyme and meter are assistants to memory.

قافیه و وزن به حافظه کمک می‌کنند.

Can you entrust an assistant with the task?

آیا می‌توانید این کار را به دستیار بسپارید؟

the organized crime figure and his lieutenants.See Synonyms at assistant

چهره جنایت سازمان یافته و معاونانش. به مترادف‌ها در دستیار مراجعه کنید

She took up a post as research assistant in the Department of Pharmacology.

او به عنوان دستیار تحقیق در بخش داروشناسی استخدام شد.

a proctor’s assistant at Oxford University or Cambridge University.

دستیار متصدی در دانشگاه آکسفورد یا دانشگاه کمبریج.

An assistant one day a week would ease my workload.

یک دستیار در یک روز در هفته بار کاری من را کاهش می‌دهد.

I answer to the Assistant Commissioner of Specialist Operations.

من در برابر معاون ارشد عملیات ویژه پاسخگو هستم.

my research assistant is prone to flights of fancy.

دستیار تحقیق من مستعد پروازهای خیال است.

نمونه‌های واقعی

She offers European assistants in securing the Syrian sites.

او دستیاران اروپایی را برای تأمین امنیت سایت‌های سوریه استخدام می‌کند.

منبع: NPR News September 2013 Compilation

Vic is an assistant at an orphanage.

ویک دستیار در یک یتیم‌خانه است.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

So he hired an assistant, Anna Snitkina, to help him.

بنابراین او یک دستیار به نام آنا اسنیتکینا را برای کمک به او استخدام کرد.

منبع: Stories of World Celebrities: Literary Figures and Poets

You guys have an assistant? - Yeah.

شما دستیار دارید؟ - بله.

منبع: Deadly Women

Why does Joanna need two assistants?

چرا جوآنا به دو دستیار نیاز دارد؟

منبع: Friends Season 3

No, Joey. Chandler could be your assistant.

نه، جویی. چاندلر می‌تواند دستیار شما باشد.

منبع: Friends Season 6

Well, then can we hire an assistant?

خب، آیا می‌توانیم یک دستیار استخدام کنیم؟

منبع: Grandpa and Grandma's grammar class

She is James' assistant, the big boss.

او دستیار جیمز، رئیس بزرگ است.

منبع: Super Girl Season 2 S02

And here's a sticker from our special assistant.

و اینجا یک برچسب از دستیار ویژه ما وجود دارد.

منبع: The Growth History of a Little Princess

And you're the accounts assistant, aren't you?

و شما دستیار حسابداری هستید، درسته؟

منبع: New Cambridge Business English (Elementary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید