aide

[ایالات متحده]/eɪd/
[بریتانیا]/eɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستیار; کمک کننده; افسر نظامی دستیار

عبارات و ترکیب‌ها

personal aide

معاون شخصی

aide-de-camp

جانباز

administrative aide

معاون اداری

جملات نمونه

They aided the poor.

آنها به فقرا کمک کردند.

They aided in solving the problem.

آنها در حل مشکل کمک کردند.

They aided flood victims.

آنها به قربانیان سیل کمک کردند.

I aided him with money.

من به او با پول کمک کردم.

women were aided in childbirth by midwives.

زنان در هنگام زایمان توسط ماماها کمک می شدند.

a mushroom growth of grant-aided housing associations.

رشد قارچ مانند انجمن های مسکونی که از طریق کمک هزینه ها حمایت می شوند.

I aided him in his enterprise.

من در کسب و کار او به او کمک کردم.

his aides were discredited and displaced.

مشاوران او رسوا و کنار گذاشته شدند.

computer-aided software engineering has been oversold.

مهندسی نرم افزار با کمک کامپیوتر بیش از حد تبلیغ شده است.

Ozdil Nami the aide to Turkish Cypriot leader Mehmet Ali Talat was also upbeat.

اوزدیل نامی، مشاور رهبر ترک قبرسی مهت علی تالات، نیز خوش بین بود.

But aides say they detect a bit of wistfulness in his voice.

اما مشاوران می گویند که کمی دلتنگی در صدای او تشخیص می دهند.

They aided and abetted in getting the police to catch the thief.

آنها با کمک و حمایت پلیس را برای دستگیری دزد تحریک کردند.

The aide, having been declared non grata, was expelled from the country.

مشاور، پس از اینکه persona non grata اعلام شد، از کشور اخراج شد.

After full discussion, Aide Memoire of Hefei Urban Environment Improvement Project has finished.

پس از بحث کامل، یادداشت مشاور پروژه بهبود محیط زیست شهری هفئی به پایان رسیده است.

The king (singular), together with two aides, is expected in an hour.

شاه (تک)، همراه با دو مشاور، انتظار می رود در عرض یک ساعت برسد.

The governor, with his aides, is expected at the fair on Monday. See Usage Note at and

استاندار، همراه با مشاورانش، انتظار می رود در روز دوشنبه در نمایشگاه حضور یابد. به یادداشت استفاده در و مراجعه کنید.

entrusted his aides with the task.See Synonyms at commit

وظیفه را به مشاوران خود سپرد. به مترادف ها در commit مراجعه کنید.

a fine sense of rhythm that helped (or aided ) the student in learning music. Help, however, sometimes conveys a stronger suggestion of effectual action:

حس ریتم ظریف که به (یا کمک کرد) دانش آموز در یادگیری موسیقی کمک کرد. با این حال، کمک گاهی اوقات پیشنهاد قوی تری از اقدام مؤثر را نشان می دهد:

The treasurer, aided and abetted by an assistant, misappropriated company funds. See also Synonyms at provoke

مدیر خزانه، با کمک و حمایت یک دستیار، وجوه شرکت را اختلاس کرد. همچنین به مترادف ها در provoke مراجعه کنید.

As mock inquisitors grill him, top aides take notes and critique the answers with the President afterward.

همانطور که بازجویان تقلبی او را بازجوه می کنند، مشاوران ارشد یادداشت برداری می کنند و بعداً با رئیس جمهور پاسخ ها را نقد می کنند.

نمونه‌های واقعی

Well, Boylan is another former aide.

خب، بویلن یکی دیگر از دستیاران سابق است.

منبع: NPR News March 2021 Compilation

He said he met an aide of the Ukrainian president.

او گفت که با دستیاری از رئیس جمهور اوکراین ملاقات کرده است.

منبع: NPR News October 2019 Collection

There were some White House aides who were very concerned.

برخی از دستیاران کاخ سفید بسیار نگران بودند.

منبع: NPR News November 2018 Collection

So he was actually a really close aide of Gadhafi.

بنابراین او در واقع دستیار بسیار نزدیکی برای قذافی بود.

منبع: NPR News July 2019 Collection

He immigrated to Palestine and became a top aide to Israel's first prime minister.

او به فلسطین مهاجرت کرد و به یک دستیار ارشد برای نخست وزیر اول اسرائیل تبدیل شد.

منبع: NPR News September 2016 Collection

An aide called this Eisenhower's " dirty work" .

یکی از دستیاران این را " کار کثیف " آیزنهاور نامید.

منبع: The Economist - Arts

Israeli media say one of his former aides has agreed to help the police.

رسانه های اسرائیل می گویند یکی از دستیاران سابق او با پلیس همکاری کرده است.

منبع: NPR News March 2018 Collection

Also traveling with Biden was a military aide who carries the so-called " nuclear football."

همچنین، یک دستیار نظامی که به اصطلاح " توپ هسته ای " را حمل می کند، با بایدن سفر می کرد.

منبع: VOA Special February 2023 Collection

Before bed each night in Birmingham, one senior Clegg aide checked ten-year government bond yields.

قبل از خواب هر شب در بیرمنگام، یکی از ارشدترین دستیاران کلگ، بازده اوراق قرضه دولتی 10 ساله را بررسی کرد.

منبع: The Economist - International

Burkina Faso's new leader is a trusted aide of Compaore's, General Gilbert Diendere.

رهبر جدید بورکینافاسو، ژنرال ژیلبرت دیندره، یک دستیار مورد اعتماد قره وره است.

منبع: NPR News September 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید