backlog

[ایالات متحده]/'bæklɒg/
[بریتانیا]/'bæklɔɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انباشت کارهای ناتمام یا سفارش‌های معلق؛ توده‌ای بزرگ از چوب‌های آتش‌زنی
vt. انباشته و ذخیره کردن؛ تأیید سفارش‌ها برای مقاصد حسابداری

عبارات و ترکیب‌ها

work backlog

پس‌کار

clear the backlog

پاک کردن حجم کار

address the backlog

رسیدگی به حجم کار

reduce backlog

کاهش حجم کار

backlog of orders

حجم بالای سفارش‌ها

backlog of emails

حجم بالای ایمیل‌ها

جملات نمونه

plowed through the backlog of work.

از میان انبوه کاری که عقب مانده بود عبور کرد.

a backlog of orders because of the strike

یک عقب ماندگی سفارشات به دلیل اعتصاب.

There is a large backlog of cases to hear.

یک حجم زیاد پرونده برای رسیدگی وجود دارد.

A huge backlog of work had built up.

یک حجم بسیار زیاد از کارها انباشته شده بود.

It will take a month to clear the backlog of work.

یک ماه طول می کشد تا از پس حجم کاری که عقب مانده بود برآییم.

the company took on extra staff to clear the backlog of work.

شرکت برای از بین بردن حجم کاری که عقب مانده بود، کارکنان بیشتری استخدام کرد.

Investment is needed to reduce the backlog of repairs.

برای کاهش حجم تعمیرات عقب مانده، سرمایه گذاری لازم است.

After her summer vacation,she has got a huge backlog of work to do.

بعد از تعطیلات تابستانی‌اش، حجم زیادی از کار برای انجام دادن دارد.

GM currently has a backlog of Camaro orders for the U.S. market, undoubtedly putting any foreign market plans on the backburner.

در حال حاضر جنرال موتورز حجم زیادی از سفارشات کامارو برای بازار ایالات متحده دارد و به احتمال زیاد هرگونه برنامه برای بازارهای خارجی را به تعویق انداخته است.

We are faced with a backlog of orders we can’t deal with.

ما با حجم سفارشاتی روبرو هستیم که نمی توانیم با آنها مقابله کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید