overload

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈləʊd/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈloʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بار کردن با وزن یا مسئولیت بیش از حد، فشار آوردن بیش از حد

عبارات و ترکیب‌ها

information overload

بار اطلاعاتی

sensory overload

بار حسی

overload protection

محافظت در برابر اضافه بار

overload capacity

ظرفیت اضافه بار

overload operation

عملیات اضافه بار

thermal overload relay

رله اضافه بار حرارتی

overload protector

محافظت در برابر اضافه بار

overload relay

رله اضافه بار

جملات نمونه

an overload of stress.

یک حجم بیش از حد استرس

the staff are heavily overloaded with casework.

کارمندان به شدت با پرونده ها درگیر هستند.

Don't overload your lecture with details that do not bear on the topic under discussion.

از ارائه جزئیاتی که به موضوع مورد بحث ارتباطی ندارند در سخنرانی خود اجتناب کنید.

She has overloaded her schedule with work, study, and family responsibilities.

او برنامه خود را با کار، تحصیل و مسئولیت‌های خانوادگی بیش از حد کرده است.

The paper analyses a digital swither overload control strategy using a GSPN model.

این مقاله یک استراتژی کنترل اضافه بار سوئیچ دیجیتال را با استفاده از مدل GSPN تجزیه و تحلیل می‌کند.

Synthetic peptide purification. Are isocratic elution and volume overload options to improve process economics?

تصفیه پپتیدهای مصنوعی. آیا حباب‌زداي ايزوسوتاتيك و گزينه‌هاي حجم بيش از حد وجود دارد تا فرآيند اقتصادي را بهبود بخشيد؟

It was proved that it is important to control the duration, intensity and supercompensation of overload training, which is of significance to the cardiovascular system.

اثبات شد که کنترل مدت زمان، شدت و جبران بیش از حد آموزش بیش از حد برای سیستم قلبی عروقی مهم است.

During hot weather, the city’s electrical system is often overloaded by fans and air conditioners.

در هوای گرم، سیستم برق شهر اغلب توسط فن‌ها و تهویه مطبوع بیش از حد بارگذاری می‌شود.

overloaded timber floors are likely to sag, producing a dished or sloping floor surface.

کف‌های چوبی بیش از حد بارگذاری شده احتمالاً دچار فرورفتگی می‌شوند و سطح کف به شکل فرورفته یا شیب‌دار ایجاد می‌شود.

The frequency of expenses of cost of former delegate overload, latter represents the bulk of the unitage of overweighted cost expenses.

تعداد دفعات هزینه‌ها و هزینه های نماینده سابق بیش از حد، دومی نشان دهنده حجم اصلی هزینه های سنگین است.

I was taken back by his cold response but I still replied chirpily "Yes and from now on you are hiring child labour, so don't overload me with work!"

از پاسخ سرد او شوکه شدم اما با خوشحالی پاسخ دادم: "بله و از این به بعد شما نیروی کار کودک استخدام می‌کنید، پس مرا با کار خسته نکنید!"

There are, however, links to audio files, with self-explanatory titles like “Cum Overload”, “Big Tits Round Asses: Gina’s Big Tittie Tune Up” etc.

با این حال، پیوندهایی به فایل های صوتی وجود دارد که دارای عناوین خود توضیحی مانند "Cum Overload"، "سینه های بزرگ با باسن های گرد: آهنگ سینه بزرگ جینا" و غیره هستند.

FPC series is a carbon film resistor with complete nonflame insulated coating, does not burn in outside flaming or inside overloading, thus ensures the safety of electronic appliances.

سری FPC یک مقاومت فیلم کربنی با پوشش عایق غیرقابل احتراق کامل است، در صورت آتش‌سوزی خارجی یا اضافه بار داخلی نمی‌سوزد، بنابراین ایمنی لوازم الکترونیکی را تضمین می‌کند.

Focusing on overspeeding and overloading from the driver's viewpoint,the essay reflets the tough problem of a cargo cab's driver under the hard living situation.

با تمرکز بر سرعت‌زدگی و اضافه بار از دیدگاه راننده، این مقاله بازتابی از مشکل دشواری است که راننده کابلهای باری در شرایط زندگی سخت با آن مواجه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید