ahead

[ایالات متحده]/əˈhed/
[بریتانیا]/əˈhed/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به سمت جلو; از قبل; در موقعیت رهبری
adj. در موقعیت جلو; در موقعیت رهبری

عبارات و ترکیب‌ها

look ahead

نگاه کردن به جلو

miles ahead

چند مایل جلوتر

move ahead

به جلو حرکت کردن

ahead of

جلوتر از

go ahead

برو جلو

forge ahead

با قدرت به جلو حرکت کردن

ahead of time

قبل از موعد

straight ahead

مستقیم به جلو

get ahead

جلو افتادن

go straight ahead

مستقیماً به جلو برو

go ahead with

با آن ادامه بده

press ahead

با اصرار به جلو حرکت کردن

push ahead

با فشار به جلو حرکت کردن

lie ahead

جلو افتادن

keep ahead

جلو ماندن

on ahead

جلوتر

a step ahead

یک قدم جلوتر

get ahead of

جلوتر از ... رسیدن

think ahead

به آینده فکر کردن

جملات نمونه

He is ahead of the age.

او از زمان جلوتر است.

The way ahead is strewn with difficulties.

راه پیش رو با سختی ها همراه است.

he was slightly ahead on points.

او کمی از نظر امتیاز جلوتر بود.

how to get ahead in advertising.

چگونه در تبلیغات پیشرفت کنیم.

gave the go-ahead sign.

نشانه مجوز را داد.

The road ahead was full of cattle.

جاده پیش رو پر از گاو بود.

They are forging ahead with their plans.

آنها با برنامه‌های خود به جلو ادامه می‌دهند.

The lieutenant stood ahead of the troops.

ستوان در جلوی سربازان ایستاد.

A party was sent ahead to scout.

گروهی برای شناسایی به جلو فرستاده شد.

straight-ahead rock music; a straight-ahead whodunit.

موسیقی راک مستقیم؛ یک داستان معمایی مستقیم.

It is materially ahead of other countries.

این از نظر مادی از سایر کشورها جلوتر است.

the Bucks were ahead by four.

باکس ها با چهار امتیاز جلو بودند.

we have a long drive ahead of us.

ما یک رانندگی طولانی در پیش داریم.

a go-ahead marketing strategy.

یک استراتژی بازاریابی رو به جلو.

the government is forging ahead with reforms.

دولت با اصلاحات به جلو ادامه می دهد.

a young and go-ahead managing director.

یک مدیر عامل جوان و رو به جلو.

they nosed ahead by one point.

آنها با یک امتیاز جلو افتادند.

they still had a long way ahead of them.

آنها هنوز راه زیادی در پیش داشتند.

the ardous task ahead us

وظیفه دشوار پیش رو ما

نمونه‌های واقعی

Keep an eye on the road ahead.

مراقب جاده‌ای که در پیش دارید باشید.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

" What pushes you ahead? " he asked.

«چه چیزی شما را به جلو می‌راند؟» از او پرسید.

منبع: Collection of Interesting Stories

The road ahead is best taken together.

بهتر است جاده پیش رو را با هم طی کنید.

منبع: Growing Up with Cute Pets

The entrance to the lab is straight ahead.

ورودی آزمایشگاه دقیقا سرراست است.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

But she's still facing some hurdles ahead, right?

اما او هنوز هم با موانعی در پیش رو روبروست، درسته؟

منبع: NPR News November 2018 Collection

" Bearing south! " shouted Mad-Eye, " Town ahead! "

«جنوب! جنوب!» فریاد زد چشم دیوانه، «شهر در پیش است!»

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

But these otters are one step ahead.

اما این ماهیگیران یک قدم جلوتر هستند.

منبع: National Geographic Science Popularization (Video Version)

Something was shining on the wall ahead.

چیزی روی دیوار جلوی ما می‌درخشید.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

None of us underestimate the challenges ahead.

هیچ کدام از ما چالش‌های پیش رو را دست کم نمی‌گیریم.

منبع: BBC Listening Collection November 2021

Guardian seems to be one step ahead.

به نظر می‌رسد نگهبان یک قدم جلوتر است.

منبع: Super Girl Season 2 S02

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید