backwards

[ایالات متحده]/'bækwədz/
[بریتانیا]/'bækwɚdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال حرکت یا رو به سوی جهت مخالف جهت معمول، عقب‌مانده در پیشرفت یا توسعه
adv. در جهت مخالف جهت معمول، در حال حرکت یا رو به عقب، به صورت معکوس

عبارات و ترکیب‌ها

backwards and forwards

عقب و جلو

جملات نمونه

a step backwards for the economy.

یک گام به عقب برای اقتصاد.

count backwards from twenty to ten.

از بیست تا ده به عقب بشمار.

they were thrown backwards by the blast.

آنها با اصابت انفجار به عقب پرتاب شدند.

he was thrown backwards by the force of the explosion.

او با نیروی انفجار به عقب پرتاب شد.

the number was the same backwards as forwards.

شماره از جلو و عقب یکسان بود.

the tank shot backwards at an incredible velocity.

تانک با سرعت باورنکردنی به عقب شلیک کرد.

The child is backwards in her studies.

کودک در تحصیلات عقب افتاده است.

he paced backwards and forwards nervously.

او با اضطراب به عقب و جلو قدم زد.

Toby took a step backwards and knocked the video camera for six.

توبی یک قدم به عقب برداشت و دوربین فیلمبرداری را به هم ریخت.

we have bent over backwards to ensure a fair trial for the defendants.

ما تمام تلاش خود را برای اطمینان از برگزاری یک محاکمه منصفانه برای متهمان انجام داده ایم.

she jumped backwards and forwards in her narrative.

او در روایت خود به عقب و جلو می پرید.

She travels backwards and forwards between the factory and head office.

او به طور مکرر بین کارخانه و دفتر مرکزی رفت و آمد می کند.

He looked backwards to see who was following him.

او به عقب نگاه کرد تا ببیند چه کسی او را تعقیب می کند.

All the girls fell over backwards to get the party ready.

همه دختران برای آماده کردن مهمانی تمام تلاش خود را کردند.

Jackson is leaning over backwards to persuade his wealthy uncle.

جکسون تمام تلاش خود را برای متقاعد کردن دایی ثروتمندش انجام می دهد.

He turned on the light and began to pace backwards and forwards.

او نور را روشن کرد و شروع به قدم زدن به عقب و جلو کرد.

the film looks backwards towards the stage melodramas from which it springs.

فیلم به سمت ملودرام های صحنه ای که از آنها ریشه می گیرد، نگاه می کند.

Chris took one step backwards then checked himself .

كريس يك قدم به عقب برداشت و سپس خودش را كنترل كرد.

she rocked backwards and forwards, convulsed with helpless mirth.

او با خنده های درمانده به عقب و جلو تاب می خورد.

We’ve bent over backwards to help the child, but she refuses to cooperate.

ما تمام تلاش خود را برای کمک به کودک انجام داده ایم، اما او از همکاری امتناع می کند.

نمونه‌های واقعی

Number one, knowing your subject backwards and forwards!

نکته اول، دانستن کامل موضوع!

منبع: Learning charging station

Triton orbits around Neptune backwards, retrograde.

تایتان به عقب و به صورت رجرسی در اطراف نپتون می‌چرخد.

منبع: Crash Course Astronomy

At first, this kind of sounds backwards.

در ابتدا، این موضوع کمی عجیب و غریب به نظر می‌رسد.

منبع: Science in Life

Miss Doe stumbled backwards and over the balcony.

خانم دو به عقب سر خورد و از روی بالکن افتاد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

In retail, the industry is taking steps backwards.

در خرده فروشی، صنعت در حال پسرفت است.

منبع: CNN 10 Student English September 2021 Collection

Mm, you got that backwards, money honey.

اممم، شما آن را به عقب گفتید، پولِ عزیزم.

منبع: newsroom

You made me write my name backwards.

شما باعث شدید که اسمم را به عقب بنویسم.

منبع: Super Girl Season 2 S02

The light of the Moon moves time backwards.

نور ماه زمان را به عقب می‌برد.

منبع: Villains' Tea Party

I'm learning to say the alphabet backwards!

من در حال یادگیری گفتن حروف الفبا به عقب هستم!

منبع: BBC Authentic English

They kind of work completely backwards to me.

آنها به نوعی کاملاً برعکس من کار می‌کنند.

منبع: Coffee Tasting Guide

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید