injunctions

[ایالات متحده]/ɪnˈdʒʌŋkʃənz/
[بریتانیا]/ɪnˈdʒʌŋkʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستورات یا فرمان‌هایی که توسط دادگاه صادر می‌شوند؛ دستورات ممنوعیت؛ هشدارها

عبارات و ترکیب‌ها

court injunctions

مهار دادگاه

temporary injunctions

مهار موقت

permanent injunctions

مهار دائمی

injunctions granted

مهار صادر شده

injunctions issued

مهار منتشر شده

injunctions sought

مهار درخواست شده

injunctions against

مهار علیه

injunctions lifted

مهار لغو شده

injunctions filed

مهار ثبت شده

injunctions denied

مهار رد شده

جملات نمونه

the court issued injunctions to prevent further harm.

دادگاه دستور قضایی صادر کرد تا از آسیب بیشتر جلوگیری شود.

injunctions can be used to stop unfair practices.

می‌توان از دستور قضایی برای متوقف کردن روش‌های غیرمنصفانه استفاده کرد.

they filed for injunctions against the new law.

آنها برای صدور دستور قضایی علیه قانون جدید درخواست کردند.

injunctions are often temporary until a trial occurs.

دستور قضایی اغلب موقتی است تا زمانی که محاکمه‌ای برگزار شود.

the company faced injunctions from the environmental agency.

شرکت با دستور قضایی از سازمان محیط زیست مواجه بود.

judges can issue injunctions to protect public interest.

قاضی‌ها می‌توانند دستور قضایی برای محافظت از منافع عمومی صادر کنند.

violating injunctions can lead to serious penalties.

نقض دستور قضایی می‌تواند منجر به مجازات‌های جدی شود.

legal teams often seek injunctions in urgent situations.

تیم‌های حقوقی اغلب در شرایط اضطراری به دنبال دستور قضایی هستند.

injunctions can help maintain the status quo during disputes.

دستور قضایی می‌تواند به حفظ وضعیت موجود در طول اختلافات کمک کند.

the plaintiff requested injunctions to halt the project.

خواهان برای توقف پروژه درخواست دستور قضایی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید