strictly prohibit
به شدت ممنوع
Prohibit the sale of alcoholic beverages.
فروش مشروبات الکلی را ممنوع کنید.
laws prohibiting cruelty to animals.
قوانینی که ظلم به حیوانات را ممنوع می کند.
rules that prohibit swimming in the reservoir;
قوانینی که شنا در مخزن را ممنوع میکند;
the law should delineate and prohibit behaviour which is socially abhorrent.
قانون باید رفتار ناپسند اجتماعی را مشخص و ممنوع کند.
he is prohibited from being a director.
او از سمت مدیر بودن منع شده است.
the budget agreement had prohibited any tax cuts.
توافق بودجه هرگونه کاهش مالیات را ممنوع کرده بود.
Modesty prohibits me from saying what happened.
تواضع مرا از گفتن آنچه اتفاق افتاده باز میدارد.
prohibited smoking in public and semipublic places.
دود کردن در مکانهای عمومی و نیمهعمومی ممنوع بود.
The high cost prohibits the widespread use of the drug.
هزینه بالای آن استفاده گسترده از دارو را ممنوع میکند.
Rainy weather and fog prohibited flying.
آب و هوای بارانی و مه پرواز را ممنوع کرد.
The tourists are prohibited from getting on the island.
گردشگران از رفتن به جزیره منع شده اند.
directors were prohibited from dealing in the company's shares.
مدیران از معامله سهام شرکت منع شده بودند.
Please wait until following page showup (prohibit double click!
لطفا صبر کنید تا صفحه بعدی ظاهر شود (از دوبار کلیک کردن خودداری کنید!)
Smoking is prohibited in most theaters.See Synonyms at forbid
کشیدن سیگار در بیشتر تئاترها ممنوع است.برای مترادفها به ممنوع نگاه کنید
His small size prohibits his be coming a policeman.
کوچک بودن او از تبدیل شدن به پلیس جلوگیری میکند.
He threw himself in front of the door and prohibited us from leaving.
او خود را جلوی در انداخت و از رفتن ما جلوگیری کرد.
dammed up his emotions. Tobar is to prevent entry or exit or prohibit a course of action:
احساساتش را سد کرد. توبار به معنای جلوگیری از ورود یا خروج یا ممنوع کردن یک اقدام است:
U.S.persons are generally prohibited from conducting business with a designated person.
افراد ایالات متحده به طور کلی از انجام کسب و کار با یک شخص تعیین شده منع شده اند.
منبع: VOA Standard Speed November 2016 CollectionI believe that governments should prohibit activities like poaching.
من معتقدم که دولت ها باید فعالیت هایی مانند شکار غیرقانونی را ممنوع کنند.
منبع: EnglishPod 91-180Except the use of the them is strictly prohibited.
به جز استفاده از آنها که به طور جدی ممنوع است.
منبع: Lost Girl Season 2It is explicitly prohibited from doing so.
این به طور صریح ممنوع است.
منبع: NPR News May 2016 Compilation18.the use of naked light and open fire is strictly prohibited
18. استفاده از نور بدون محافظ و آتش باز به طور جدی ممنوع است.
منبع: Maritime English listeningHe stopped by the traffic sign informing motorists that they were prohibited from entering the residential area.
او کنار علامت راهنمایی رانندگی ایستاد که به رانندگان اطلاع می داد که ورود به منطقه مسکونی برای آنها ممنوع است.
منبع: A man named Ove decides to die.Staff lawyers at the S.E.C. are largely prohibited from responding to emails seeking information or guidance.
وکلای کارکنان در کمیسیون بورس و اوراق بهادار به طور عمده از پاسخ دادن به ایمیل هایی که به دنبال اطلاعات یا راهنمایی هستند، منع شده اند.
منبع: New York TimesThe court agreed to decide whether government-run airports may prohibit the distribution of literature inside terminals.
دادگاه موافقت کرد که تصمیم بگیرد آیا فرودگاه های دولتی می توانند توزیع نشریات در داخل پایانهها را ممنوع کنند.
منبع: Listen to this 3 Advanced English ListeningTwo centuries later Napoleon prohibited it as an act of treason.
دو قرن بعد، ناپلئون آن را به عنوان یک عمل خیانت ممنوع کرد.
منبع: The Economist (Summary)Park rules prohibit the feeding of bears. Violators are arrested.
قوانین پارک از تغذیه خرس ها ممنوع می کنند. متخلفین دستگیر می شوند.
منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید