embargo

[ایالات متحده]/ɪmˈbɑːɡəʊ/
[بریتانیا]/ɪmˈbɑːrɡoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستوری که تجارت را با متوقف کردن کشتی‌ها از ورود یا خروج به یک بندر محدود می‌کند؛;یک ممنوعیت یا محدودیت.
vt. ممنوع کردن ورود یا خروج به یک بندر؛;ممنوع کردن یا محدود کردن تجارت؛

عبارات و ترکیب‌ها

economic embargo

تحریم اقتصادی

trade embargo

تحریم تجاری

arms embargo

تحریم تسلیحاتی

embargo on

تحریم بر

oil embargo

تحریم نفت

جملات نمونه

an embargo on criticism.

تحریم انتقاد

an embargo on grain sales.

تحریم فروش غلات

This country put an oil embargo on an enemy country.

این کشور تحریم نفتی را بر کشور دشمن اعمال کرد.

an embargo on the sale of computers to unfriendly nations.

تحریمی بر فروش رایانه به کشورهای غیردوستانه.

an embargo laid by our Emperor upon all vessels whatsoever.

تحریمی که توسط امپراتور ما بر همه کشتی‌ها اعمال شد.

the far-reaching impact of an oil embargo;

اثرات گسترده یک تحریم نفتی;

the government had slapped an embargo on imports.

دولت تحریری بر واردات اعمال کرد.

During the war, they laid an embargo on commerce with enemy countries.

در طول جنگ، آنها محاصره تجارت با کشورهای دشمن را اعمال کردند.

the European Community lifted its oil embargo against South Africa.

جامعه اروپا تحریم نفتی خود را علیه آفریقای جنوبی لغو کرد.

the oil embargo sent shock waves through the American economy.

تحریم نفتی شوک بزرگی به اقتصاد آمریکا وارد کرد.

In 1996, for example, Belize, Colombia, Costa Rica, Italy, Japan, Mexico, Panama, Vanuatu and Venezuela were all under American embargo for beastliness to whales or dolphins.

در سال 1996، به عنوان مثال، بلیز، کلمبیا، کاستاریکا، ایتالیا، ژاپن، مکزیک، پاناما، وانواتو و ونزوئلا همگی تحت تحریم آمریکا به دلیل رفتار وحشیانه با نهنگ‌ها یا دلفین‌ها بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید