beast

[ایالات متحده]/biːst/
[بریتانیا]/biːst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حیوان وحشی؛ یک فرد بی‌رحم و خشن.

عبارات و ترکیب‌ها

wild beast

حیوان وحشی

ferocious beast

وحشیانه

beast of burden

حیوان بارکش

beastly behavior

رفتار وحشیانه

beautiful beast

حیوان زیبا

a beast of

یک حیوان از

beast of prey

حیوان درنده

beauty and beast

زیبایی و وحش

جملات نمونه

savage beasts of the jungle.

خوی وحشی حیوانات جنگلی

A tiger is a beast of prey.

ببر حیوانی درنده است.

There are wild beasts in the mountains.

در کوه‌ها حیوانات وحشی وجود دارند.

a beast in a heraldic depiction.

یک حیوان در یک تصویر شمایل‌نگاری.

fantastic imaginary beasts such as the unicorn.

حیوانات خیالی و افسانه‌ای مانند یک شاخ‌دار.

the beast in you is rearing its ugly head.

وحشی‌گری درون شما سر بلند کرده است.

that much-maligned beast, the rave record.

آن حیوان بدنام، رکورد رِو.

We, the people of the Yagahl,hunt the mightiest of beasts, the manak.

ما، مردم یاغال، قدرتمندترین حیوانات، ماناک را شکار می‌کنیم.

she had a great big elephant … that's one of those mickle beasts from Africa.

او یک فیل بزرگ داشت... آن یکی از آن حیوانات بزرگ آفریقایی است.

Resembling an overgrown ferret, the Jarvey is one of the few beasts that can actually talk.

جروی، که شبیه یک خرگوش بزرگ است، یکی از معدود حیواناتی است که می‌تواند در واقع صحبت کند.

We always deem beasts as fierce killers.When a lion bites a urus, you will say how wild and cruel.

ما همیشه حیوانات را به عنوان قاتلانی خشن ارزیابی می‌کنیم.وقتی یک شیر به یک اوروس گاز می‌گیرد، می‌گویید چه وحشی و بی‌رحم.

In wadi, the flood is just as blusterous beast of prey, eroding two sides, gobbling up farm... this..

در وادی، سیل نیز مانند یک حیوان درنده طوفانی است که دو طرف را فرومی‌کند و مزرعه را می‌بلعد... این..

His project of killing Napoleon, and his calculations of the cabalistic numbers, and of the beast of the Apocalypse struck him now as incomprehensible and positively ludicrous.

طرح او برای کشتن ناپلئون و محاسباتش درباره اعداد کابالیستی و هیولای آخرالزمان اکنون غیرقابل فهم و به طور مثبت مضحک به نظر می رسید.

نمونه‌های واقعی

Quite the contrary, they actually hand this full beast.

در تضاد با آن، آن‌ها در واقع این حیوان کامل را به دست می‌گیرند.

منبع: Exciting moments of Harry Potter

The mussels are chunky beasts. - Mighty meaty.

خرچنگ‌ها حیوانات بزرگ و گوشتی هستند. - بسیار گوشتی.

منبع: Gourmet Base

They want a beast. You have that.

آن‌ها یک حیوان می‌خواهند. شما آن را دارید.

منبع: Out of Control Season 3

It would take a brown beast named Scraps.

برای این کار به یک حیوان قهوه‌ای به نام اسکراپس نیاز است.

منبع: Young Sheldon Season 4

And forcing you to kill the beast was extreme.

و مجبور کردن شما به کشتن حیوان بسیار افراطی بود.

منبع: Game of Thrones (Season 1)

What? - Taught you how to cut up a beast.

چه؟ - به شما یاد داد چطور یک حیوان را خرد کنیم.

منبع: Sherlock Original Soundtrack (Season 1)

Deadly beast captured. All's well in mystic falls.

حیوان خطرناک به دام افتاد. همه چیز در آبشار اسرار آمیز خوب است.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

Why, she could have heaving beasts.

چرا، او می‌توانست حیوانات سنگین‌وزن داشته باشد.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

Just look at the massive jaws of this beast.

فقط به چانه های بزرگ این حیوان نگاه کنید.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

Nevertheless, the most spectacular ice age beast did become extinct.

با این وجود، چشمگیرترین حیوان عصر یخبندان منقرض شد.

منبع: Wild New World: Ice Age Oasis

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید