monster

[ایالات متحده]/ˈmɒnstə(r)/
[بریتانیا]/ˈmɑːnstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موجودی ترسناک؛ شخصی بزرگ یا بی‌رحم
adj. اندازه غول؛ عظیم

عبارات و ترکیب‌ها

scary monster

هیولای ترسناک

terrifying monster

هیولای وحشتناک

legendary monster

هیولای افسانه‌ای

evil monster

هیولای شرور

loch ness monster

غول دریاچه نس

green-eyed monster

هیولای خشمگین

sea monster

غول دریا

جملات نمونه

a monster of selfishness.

یک هیولای خودخواهی

the unnatural monsters of fable.

هیولاهای غیرطبیعی افسانه

those monsters of greed

آن هیولاهای طمع

a monster 36lb carp.

یک کپور هیولایی 36 پوندی

monsters can be understood as mental projections of mankind's fears.

می‌توان هیولاها را به عنوان بازتاب‌های ذهنی ترس‌های بشریت درک کرد.

a cartoon depicting a sea monster;

یک کارتون که تصویری از یک هیولای دریایی است;

the cold dark sea in whose bottomless depths monsters swam.

دریاچه سرد و تاریک که در اعماق بی‌پایان آن هیولاها شنا می‌کردند.

Christian is only a year old, but already he is a little monster .

کریستین فقط یک سال دارد، اما از قبل او یک هیولای کوچک است.

Fishermen and sailors sometimes claim to have seen monsters in the sea.

ماهیت‌گیران و دریانوردان گاهی ادعا می‌کنند که هیولاها را در دریا دیده‌اند.

The monster murdered 15 women before the police caught him.

آن هیولا قبل از اینکه پلیس او را دستگیر کند، 15 زن را به قتل رساند.

Research has revealed that he is a monster of iniquity.

تحقیقات نشان داده است که او یک هیولای شرارت است.

The Story of the Loch Ness Monster has attracted many tourists to the area.

داستان هیولای دریاچه نس، گردشگران زیادی را به این منطقه جذب کرده است.

How had this monster been allowed to terrorise the poor girl unchallenged?

چگونه این هیولا اجازه داده شده بود تا بدون چالش دختر فقیر را بترساند؟

my mum used to monster me for coming home so late.

مادرم همیشه به خاطر دیر رسیدن به خانه من را اذیت می‌کرد.

In next week’s programme we’ll be looking at the green-eyed monster, jealousy.

در برنامه هفته آینده به هیولای چشمان سبز، حسادت نگاه خواهیم کرد.

Party Monster: A Fabulous But True Tale of Murder in Clubland(St.

غول مهمانی: یک داستان فوق العاده اما واقعی از قتل در کلابلند (St.

I'm a little hunchy villain and a monster , am I, Mrs. Jiniwin?

من یک شرور خمیده و یک هیولام، این طور نیست، خانم جینیوین؟

نمونه‌های واقعی

The remains of these terrifying sea monsters were discovered in a quarry just outside Stuttgart.

بقایای این هیولاهای دریایی ترسناک در یک معدن در نزدیکی اشتوتگارت کشف شد.

منبع: PBS "Nature" documentary series

What it proves is that your dad was a monster.

این نشان می‌دهد که پدر شما یک هیولا بوده است.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

It summoned some kind of horrible space monster.

این نوعی هیولای فضایی وحشتناک را احضار کرد.

منبع: Popular Science Essays

Dr. Reid, you have created a monster.

دکتر رید، شما یک هیولا خلق کرده اید.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

Okay, our son is not a monster!

باشه، پسر ما هیولا نیست!

منبع: English little tyrant

Go away, scary monster, go away. - GO AWAY!

برو دور شو، هیولای ترسناک، برو دور شو. - دور شو!

منبع: Classic children's song animation Super Simple Songs

There are lots of scary Halloween monsters here.

اینجا هیولاهای ترسناک زیادی برای هالووین وجود دارد.

منبع: Wow English

He chose to become the monster he is.

او تصمیم گرفت هیولایی که هست، باشد.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

It takes both to truly make a monster.

برای اینکه واقعاً یک هیولا بسازید، به هر دو نیاز است.

منبع: Lost Girl Season 4

There was a monster which liked to eat people.

یک هیولا وجود داشت که دوست داشت آدم‌ها را بخورد.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید