because

[ایالات متحده]/bɪ'kɒz/
[بریتانیا]/bɪ'kɔz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

conj. به دلیل این که
adj. در نتیجه

عبارات و ترکیب‌ها

because of

به دلیل

جملات نمونه

Because is a pigboat.

چون یک کشتی خوک است.

Because they call it courgette.

چون آنها آن را کدو می گویند.

an abort because of bad weather.

یک لغو به دلیل آب و هوای نامساعد.

discontinue the project because of funds

به دلیل کمبود بودجه، پروژه را متوقف کنید.

Pricessoar because of war.

به دلیل جنگ، پرسیوسوار.

Because it is wormer in the south.

چون در جنوب گرمتر است.

She is here because of me.

او به خاطر من اینجا است.

Disremembering because of love, desperated because of affectionateness, placidity because of spoony.

فراموش کردن به دلیل عشق، درماندگی به دلیل محبت، آرامش به دلیل احمقانه.

Because the kitchen was dirty, it was overrun by insects.

چون آشپزخانه کثیف بود، توسط حشرات اشغال شده بود.

they moved here because of the baby.

آنها به دلیل نوزاد به اینجا نقل مکان کردند.

I like this bit because it is funny.

من این قسمت را دوست دارم چون خنده دار است.

a house that was going cheap because of the war.

یک خانه که به دلیل جنگ ارزان بود.

they'll be all of a doodah because of the bombs.

آنها به دلیل بمب ها به هم ریخته خواهند شد.

The flight is a no-go because of technical problems.

پرواز به دلیل مشکلات فنی امکان پذیر نیست.

because poorish is just a state of mind;

چون فقیری فقط یک حالت ذهنی است;

They lost the contract because their bid was too high.

آنها قرارداد را از دست دادند زیرا پیشنهاد آنها خیلی بالا بود.

They abandoned the game because of rain.

آنها بازی را به دلیل باران رها کردند.

a backlog of orders because of the strike

یک عقب ماندگی سفارشات به دلیل اعتصاب.

The sea was choppy today because of the windstorm.

دریا امروز به دلیل طوفان باد ناهموار بود.

نمونه‌های واقعی

Iron man becomes iron man because of technology.

مرد آهنی به خاطر فناوری تبدیل به مرد آهنی می‌شود.

منبع: Revealing Hollywood (Audio Version)

The snake was sluggish because of the cold weather.

مار به دلیل هوای سرد بی‌حال بود.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Because romantic love is a dangerous illusion.

چون عشق رمانتیک یک توهم خطرناک است.

منبع: The school of life

There were cranes everywhere because of construction work.

به دلیل انجام کار ساختمانی، جرثقیل‌ها همه جا وجود داشتند.

منبع: CRI Online July 2019 Collection

Because of you, it's all brand new.

به خاطر شما، همه چیز کاملاً جدید است.

منبع: Popular Western Gold Songs

The man resigned from his job because of illness.

مرد به دلیل بیماری از کار استعفا داد.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

A company will go bankrupt because of poor management.

یک شرکت به دلیل مدیریت ضعیف ورشکست خواهد شد.

منبع: Sixth-level vocabulary frequency weekly plan

So we're going to 23rd and 5th because?

پس ما به خیابان‌های 23 و 5 می‌رویم، چرا؟

منبع: TV series Person of Interest Season 3

They're closing their doors because of the economic situation.

آنها به دلیل شرایط اقتصادی درهای خود را می‌بندند.

منبع: VOA Standard English_Life

They think that you only invited them because of me.

آنها فکر می‌کنند شما فقط به دلیل من آنها را دعوت کرده‌اید.

منبع: Friends Season 7

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید