bed

[ایالات متحده]/bed/
[بریتانیا]/bɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قطعه مبلمان برای خواب یا استراحت؛ یک پایه
vt. خواباندن کسی؛ قرار دادن چیزی
vi. لایه لایه کردن؛ به رختخواب رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

bedroom

اتاق خواب

in bed

در رختخواب

go to bed

به رختخواب بروید

fluidized bed

بستر سیال

on the bed

روی تخت

coal bed

تخت سنگ معدنی

went to bed

به رختخواب رفتم

fixed bed

بستر ثابت

in the bed

در تخت

stay in bed

در رختخواب بمان

test bed

تست بستر

river bed

بستر رودخانه

moving bed

بستر متحرک

fluid bed

بستر سیال

packed bed

بستر بسته‌بندی شده

under the bed

تحت تخت

double bed

تخت دو نفره

fluidized bed reactor

راکتور بستر سیال

sea bed

بستر دریا

جملات نمونه

a bed of straw.

تخت‌خوابی از کاه.

a bed of tulips.

تخت‌خوابی از لاله.

a bed of clay.

تخت‌خوابی از خاک رس.

in bed with lumbago.

در رختخواب با کمردرد.

the bed of a railroad

بستر یک راه‌آهن.

she was in bed by nine.

او تا ساعت نه در رختخواب بود.

farming is no bed of roses.

کشاورزی یک کار آسان نیست.

she was brought to bed of a daughter.

او دختر به دنیا آورد.

our bed was small for a double.

تخت ما برای دو نفر کوچک بود.

she was in bed with flu.

او با آنفولانزا در رختخواب بود.

a room with two beds in it.

اتاق با دو تخت در آن.

be early to bed tonight, mind.

امشب زود بخوابید، مواظب باشید.

the shallow bed of the North Sea.

بستر کم‌عمق دریای شمال.

bed (out) the seedlings

نشایی‌ها را در زمین بکارید.

mount a bed on blocks.

یک تخت را روی بلوک‌ها نصب کنید.

thrash in bed with fever

در رختخواب با تب به لرزه درآیید.

be in one's death bed struggle

در تلاش‌های مرگ خود باشید.

They go to bed veery late.

آنها خیلی دیر به رختخواب می‌روند.

found bed and board at an inn.

در یک مهمان‌خانه تخت و غذا پیدا کرد.

نمونه‌های واقعی

Bending over her bed I kissed her.

در حالی که روی تختخم خم شده بودم، او را بوسیدم.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

I floss and brush my teeth, and am ready for bed.

من نخ دندان می‌زنم و دندان‌هایم را مسواک می‌زنم و برای خواب آماده‌ام.

منبع: Lucy’s Day in ESL

Like a king in his royal bed!

مثل یک پادشاه در تخت سلطنتی‌اش!

منبع: British Original Language Textbook Volume 4

You'll need a queen-size bed at least.

شما حداقل به یک تخت سایز ملکه نیاز دارید.

منبع: The Growth History of a Little Princess

Luke Mickelson built free bunk beds for needy kids.

لوک میکلسون تخت خوابخوابه رایگان برای کودکان نیازمند ساخت.

منبع: CNN 10 Student English March 2019 Collection

Monica bought a bed from the Mattress King?

مونیکا یک تخت از Mattress King خرید؟

منبع: Friends Season 3

There is a bed in my room.

یک تخت در اتاق من وجود دارد.

منبع: Beijing Normal University New Curriculum Reform Junior High School English Grade 7 Volume 1

I gotta say, a tanning bed and a stack of Victoria's Secret catalogs?

باید بگویم، یک تخت برنزه و مجموعه‌ای از کاتالوگ‌های Victoria's Secret؟

منبع: Friends Season 7

Good. And you found a new bed?

خوب. و شما یک تخت جدید پیدا کردید؟

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

(as Rachel) I used to wet my bed.

(به عنوان ریچل) من عادت داشتم که تشک خود را خیس کنم.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید