sleep

[ایالات متحده]/sliːp/
[بریتانیا]/slip/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. استراحت با چشم‌های بسته و بدن غیرفعال
n. یک حالت طبیعی و تکرار شونده از ذهن و بدن، که با آگاهی تغییر یافته، فعالیت حسی نسبتاً مهار شده، مهار تقریباً تمام عضلات ارادی، و کاهش تعامل با محیط مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

deep sleep

خواب عمیق

sleep tight

خواب خوب

fall asleep

به خواب رفتن

sleep deprivation

کمبود خواب

sleeping pill

قرص خواب

beauty sleep

خواب زیبایی

sleep disorder

اختلال خواب

sleep with someone

باید با کسی بخوابم

sleep in

خوابیدن

sleep on

ادامه دادن به خواب

sleep apnea

آپنه خواب

sleep well

خواب خوب

get to sleep

به خواب رفتن

sound sleep

خواب عمیق

sleep late

دیر بجنبان

sleep together

با هم بخوابیم

sleep mode

حالت خواب

rem sleep

خواب REM

sleep over

بمانید و بخوابید

put to sleep

به خواب بردن

sleep soundly

به خوبی بخواب

sleep through

خوابیدن در میان

جملات نمونه

they sleep late Saturdays.

آنها شنبه‌ها دیر می‌خوابند.

sleep with the aid of narcotic

خوابیدن با کمک ماده مخدر

sleep the night through

خوابیدن تا صبح

sleep with the window open

خوابیدن با پنجره باز

This cabin will sleep four.

این کلبه برای چهار نفر مناسب است.

Sleep is necessary to health.

خواب برای سلامتی ضروری است.

his sleep is disordered.

خواب او مختل است.

a night of sleep unbroken by nightmares.

شبی از خواب که بدون کابوس سپری شد.

be forgetful of one's sleep and meals

فراموش کردن خواب و غذا

sleep away one's life

تمام عمر را بخواب سپری کردن

The children sleep in separate beds.

کودکان در تخت‌های جداگانه می‌خوابند.

She slept the sleep of exhaustion.

او از فرط خستگی به خواب رفت.

a heavy sleep; fell into a profound sleep; a sound sleeper; deep wakeless sleep.

خوابی سنگین؛ فرو رفتن در خوابی عمیق؛ یک خواب خوب و آرام؛ خواب عمیق و بدون بیداری.

نمونه‌های واقعی

Finally, some people have sleep disorders like sleep walking or talking.

در نهایت، برخی از افراد دچار اختلالات خواب مانند راه رفتن یا صحبت کردن در خواب هستند.

منبع: Osmosis - Nerve

Individuals can have obstructive sleep apnea, central sleep apnea, or features of both.

افراد ممکن است آپنه انسدادی خواب، آپنه مرکزی خواب یا ویژگی‌های هر دو را داشته باشند.

منبع: Osmosis - Respiration

The inability to get restful sleep can also lead to severe exhaustion.

ناتوانی در داشتن خواب آرام نیز می‌تواند منجر به خستگی شدید شود.

منبع: Osmosis - Respiration

Sometimes she cried and sometimes she slept.

گاهی اوقات گریه می‌کرد و گاهی اوقات می‌خوابید.

منبع: The Secret Garden (Simplified Version)

Someone who can't sleep is called an insomniac.

کسی که نمی‌تواند بخوابد، فرد بی‌خواب نامیده می‌شود.

منبع: 6 Minute English

Sleep interrupts wakefulness, and sleep itself is interrupted by dreams and nightmares.

خواب باعث قطع هوشیاری می‌شود و خود خواب نیز توسط رویاها و کابوس‌ها مختل می‌شود.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

It's on answers while you sleep, lucid dreaming.

در حالی که می‌خوابید، پاسخ‌ها را پیدا کنید، خواب لوکید.

منبع: Engvid-James Course Collection

Stages one and two are light sleep.

مراحل یک و دو، خواب سبک هستند.

منبع: The Economist (Video Edition)

And I heard that she slept over at his dorm.

و شنیدم که شب را در خوابگاه او گذراند.

منبع: Modern Family - Season 03

Andrew will show you where to sleep.

اندرو به شما نشان می‌دهد کجا بخوابید.

منبع: Victoria Kitchen

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید