bunk

[ایالات متحده]/bʌŋk/
[بریتانیا]/bʌŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جای خواب؛ یک تخت خواب توکار در یک کشتی یا قطار
vi. در یک جای خواب خوابیدن؛ فرار کردن
vt. فراهم کردن جای خواب برای

عبارات و ترکیب‌ها

bunk bed

تخت دوطبقه

bunkhouse

کلبه کارگری

bunk off

غیبت کردن

bunk up

همراه شدن

جملات نمونه

they bunk together in the dormitory.

آنها در خوابگاه با هم می‌خوابند.

he bunked off school.

او از مدرسه فرار کرد.

the bunker doors incline outwards.

درهای سنگر به بیرون متمایل هستند.

He bunked with a friend for the night.

او شب را با یک دوست خوابید.

You might bunk down in that botel.

شاید در آن بوتل بخوابید.

bunk over at a friend's house.

شب را در خانه یک دوست بگذرانید.

The twins sleep in a bunk bed.

دوقلوها در تخت خواب دو طبقه می‌خوابند.

he nearly got caught bunking his fare.

او تقریباً در حال فرار از پرداخت هزینه اش گیر افتاد.

The bunks were set up head-to-head.

تخت‌ها به صورت سر به سر چیده شده بودند.

I don't know where the captain means to bunk you.

نمی‌دانم کاپیتان می‌خواهد شما را کجا بخواباند.

I heard Jimmy did a bunk with all their money!

شنیدم جیمی با تمام پولشان فرار کرد!

bunkering To fill a ship's bunker with coal or oil.

بunker کردن: پر کردن bunker یک کشتی با زغال سنگ یا روغن.

Bunkering: To fill a ship's Bunker with coal or oil.

Bunker کردن: پر کردن Bunker یک کشتی با زغال سنگ یا روغن.

the upper bunk; the upper half of the class.

تخت بالایی; نیمه بالایی کلاس.

These bunks can tip up and fold back into the wall.

این تخت‌ها می‌توانند به سمت بالا کج شوند و به دیوار تاشو باشند.

this new autobiography is studded with Anglicisms like lorries, plimsolls, and doing a bunk.

این خودزندگی‌نامه جدید با اصطلاحات انگلیسی مانند کامیون‌ها، کفش‌های ساحلی و فرار کردن پر شده است.

There is no heat for the subfreezing temperatures, and the bunks are planks of plywood attached to metal scaffolding.

گرمایشی وجود ندارد برای دمای زیر صفر، و تخت‌ها از تخته‌های چوبی به داربست فلزی متصل شده‌اند.

Combat pilots, flying low to avoid radar, took out the guerrilla leader's bunker in a single mission.

خلبانان جنگی، که برای جلوگیری از رادار کم پرواز می‌کردند، در یک ماموریت، bunker رهبر شورشیان را از بین بردند.

Combined with the Redeemer's sophisticated targeting systems these flamestorm cannons a reable to purqe even a well-defended bunker complex in seconds.

در ترکیب با سیستم‌های هدف‌گیری پیشرفته Redeemer، این توپ‌های آتش می‌توانند حتی یک مجموعه bunker دفاعی خوب را در چند ثانیه پاکسازی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید