The new road will bisect the town.
جاده جدید شهر را از وسط دو نیم خواهد کرد.
The lines bisect each other.
این خطوط یکدیگر را از وسط دو نیم میکنند.
a landscape of ploughland bisected by long straight roads.
مناظری از زمینهای شخمزده که توسط جادههای مستقیم و طولانی از وسط دو نیم شده است.
the spot where the railroad tracks bisect the highway
محل اتصال ریل قطار که بزرگراه را از وسط دو نیم میکند.
The line bisects the circle into two equal parts.
خط دایره را به دو قسمت مساوی از وسط دو نیم میکند.
The river bisects the city, creating a natural divide.
رودخانه شهر را از وسط دو نیم میکند و یک شکاف طبیعی ایجاد میکند.
The highway bisects the forest, disrupting the wildlife's habitat.
بزرگراه جنگل را از وسط دو نیم میکند و زیستگاه حیات وحش را مختل میکند.
The mountain range bisects the country, affecting weather patterns on either side.
منطقه کوهستانی کشور را از وسط دو نیم میکند و بر الگوهای آب و هوایی در هر دو طرف تأثیر میگذارد.
The fault line bisects the land, causing earthquakes in the region.
خط گسل زمین را از وسط دو نیم میکند و باعث ایجاد زمینلرزه در این منطقه میشود.
The proposal aims to bisect the budget equally between the two departments.
پیشنهاد به تقسیم بودجه به طور مساوی بین دو بخش از وسط دو نیم میکند.
The new road will bisect the park, providing easier access for visitors.
جاده جدید پارک را از وسط دو نیم میکند و دسترسی آسانتری را برای بازدیدکنندگان فراهم میکند.
The fence bisects the backyard, separating the garden from the play area.
نرده حیاط پشتی را از وسط دو نیم میکند و باغ را از فضای بازی جدا میکند.
The proposed law would bisect the current regulations, creating confusion among citizens.
قانون پیشنهادی مقررات فعلی را از وسط دو نیم میکند و باعث سردرگمی شهروندان میشود.
The new policy aims to bisect the workload among team members more evenly.
سیاست جدید هدف دارد بار کاری را به طور مساویتر بین اعضای تیم از وسط دو نیم کند.
And it's virtually bisected by two sea lochs, easy for longboats to sail up.
و به طور مجازی توسط دو خلیج دریایی دو نیم شده است، که برای قایقهای بلند آسان است تا در آن حرکت کنند.
منبع: Reel Knowledge ScrollJess said, a drawing " can show extra details of the fruit, for example, and what it looks like bisected" .
جِس گفت، یک نقاشی "می تواند جزئیات بیشتری از میوه را نشان دهد، به عنوان مثال، و چه شکلی دارد وقتی دو نیم شود.".
منبع: VOA Slow English - EntertainmentThe island, which is bisected by the equator, is blanketed by tropical rainforest.
جزیره که به خط استوا دو نیم شده است، با جنگل بارانی استوایی پوشیده شده است.
منبع: The Economist Science and TechnologyShe bisected one biscuit and threw one bit to the ground.
او یک بیسکویت را دو نیم کرد و یک تکه را به زمین انداخت.
منبع: Pan PanIt's obviously much easier to see something bisected, something that's half, than to see it and understand what one piece is.
واضح است که دیدن چیزی که دو نیم شده است، چیزی که نصف است، بسیار آسان تر از دیدن آن و درک این است که یک قطعه چیست.
منبع: Connection MagazineThis town is pretty well bisected by the border which leads to a lot of oddities.
این شهر به خوبی از طریق مرز دو نیم شده است که منجر به بسیاری از ویژگی های عجیب و غریب می شود.
منبع: Encyclopedia of Trivia FactsThese days you can just bisect a segment of land horizontally and vertically, and boom, build a city.
امروزه می توانید به سادگی یک بخش از زمین را به صورت افقی و عمودی دو نیم کنید و ناگهان، یک شهر بسازید.
منبع: World History Crash CourseMetaphase 1 Homologous pairs move together along the metaphase plate: the paired homologous chromosomes align along an equatorial plane that bisects the spindle.
متافاز 1 جفت های همولوگ در امتداد صفحه متافاز حرکت می کنند: کروموزوم های همولوگ جفت شده در امتداد یک صفحه استوایی که میانه را دو نیم می کند، تراز می شوند.
منبع: Daily Life Medical Science PopularizationThis is what created the stark contrast bisecting the jungle of islands that Wallace first sketched out in 1859, and that still fascinates biogeographers today.
این همان چیزی بود که کنتراست شدید را ایجاد کرد که جنگل جزایر را که والاس برای اولین بار در سال 1859 ترسیم کرد، دو نیم کرد و هنوز هم زیست جغرافی دانان را مجذوب خود می کند.
منبع: PBS Fun Science PopularizationIt was quite open to the heath on each side, and bisected that vast dark surface like the parting-line on a head of black hair, diminishing and bending away on the furthest horizon.
در هر دو طرف به هِت باز بود و آن سطح تاریک وسیع را مانند خط جداکننده در یک سر موی سیاه دو نیم می کرد، در افق دورتر کم و خم می شد.
منبع: Returning Homeلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید