bitching

[ایالات متحده]/ˈbɪtʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɪtʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مداوم و عصبانی شکایت کردن.; در مورد کسی به طور انتقادی یا با کینه صحبت کردن.; ابراز ناراحتی یا عصبانیت نسبت به کسی.

عبارات و ترکیب‌ها

be bitching about

در حال غر زدن درباره

stop your bitching

غر زدن خود را متوقف کنید

constant bitching

غر زدن مداوم

engage in bitching

در غر زدن شرکت کنید

bitching session

جلسه غر زدن

about some bitching

در مورد برخی از غر زدن ها

stop the bitching

غر زدن را متوقف کنید

جملات نمونه

stop bitching about the weather; it won't change anything.

درباره آب و هوا غر زدن را متوقف کنید؛ این هیچ تغییری ایجاد نخواهد کرد.

he was just bitching to his friends about his job.

او فقط داشت درباره شغلش با دوستانش غر می زد.

she has a habit of bitching whenever things don't go her way.

او عادت دارد هر وقت که事情 طبق میل او پیش نمی رود، غر بزند.

instead of bitching, why not come up with a solution?

به جای غر زدن، چرا یک راه حل پیدا نکنید؟

they were bitching about the long wait at the restaurant.

آنها داشتند درباره انتظار طولانی در رستوران غر می زدند.

he spent the whole meeting bitching about the new policies.

او کل جلسه را صرف غر زدن درباره سیاست های جدید کرد.

my coworker is always bitching about the workload.

همکار من همیشه درباره حجم کاری غر می زند.

she was bitching about her ex all night.

او تمام شب درباره دوست پسر سابقش غر می زد.

instead of bitching, let's focus on what we can change.

به جای غر زدن، بیایید روی آنچه می توانیم تغییر دهیم تمرکز کنیم.

he got tired of her constant bitching.

او از غر زدن های مداوم او خسته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید