be bitching about
در حال غر زدن درباره
stop your bitching
غر زدن خود را متوقف کنید
constant bitching
غر زدن مداوم
engage in bitching
در غر زدن شرکت کنید
bitching session
جلسه غر زدن
about some bitching
در مورد برخی از غر زدن ها
stop the bitching
غر زدن را متوقف کنید
stop bitching about the weather; it won't change anything.
درباره آب و هوا غر زدن را متوقف کنید؛ این هیچ تغییری ایجاد نخواهد کرد.
he was just bitching to his friends about his job.
او فقط داشت درباره شغلش با دوستانش غر می زد.
she has a habit of bitching whenever things don't go her way.
او عادت دارد هر وقت که事情 طبق میل او پیش نمی رود، غر بزند.
instead of bitching, why not come up with a solution?
به جای غر زدن، چرا یک راه حل پیدا نکنید؟
they were bitching about the long wait at the restaurant.
آنها داشتند درباره انتظار طولانی در رستوران غر می زدند.
he spent the whole meeting bitching about the new policies.
او کل جلسه را صرف غر زدن درباره سیاست های جدید کرد.
my coworker is always bitching about the workload.
همکار من همیشه درباره حجم کاری غر می زند.
she was bitching about her ex all night.
او تمام شب درباره دوست پسر سابقش غر می زد.
instead of bitching, let's focus on what we can change.
به جای غر زدن، بیایید روی آنچه می توانیم تغییر دهیم تمرکز کنیم.
he got tired of her constant bitching.
او از غر زدن های مداوم او خسته شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید