criticizing

[ایالات متحده]/ˈkrɪtɪsaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkrɪtɪˌsaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری criticize

عبارات و ترکیب‌ها

criticizing behavior

انتقاد از رفتار

criticizing actions

انتقاد از اعمال

criticizing decisions

انتقاد از تصمیمات

criticizing ideas

انتقاد از ایده ها

criticizing policies

انتقاد از سیاست ها

criticizing mistakes

انتقاد از اشتباهات

criticizing performance

انتقاد از عملکرد

criticizing statements

انتقاد از اظهارات

criticizing practices

انتقاد از روش ها

criticizing trends

انتقاد از روندها

جملات نمونه

criticizing someone's work can lead to improvements.

انتقاد از کار کسی می‌تواند منجر به بهبود شود.

she was criticized for her controversial opinions.

او به دلیل نظرات جنجالی‌اش مورد انتقاد قرار گرفت.

he enjoys criticizing movies in his blog.

او از انتقاد کردن فیلم‌ها در وبلاگ خود لذت می‌برد.

criticizing the government is a common practice.

انتقاد از دولت یک عمل رایج است.

they are always criticizing each other's choices.

آنها همیشه در حال انتقاد از انتخاب‌های یکدیگر هستند.

criticizing others can sometimes backfire.

انتقاد از دیگران گاهی اوقات ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.

it's easy to criticize, but hard to create.

انتقاد کردن آسان است، اما خلق کردن سخت.

criticizing the performance was necessary for growth.

انتقاد از عملکرد برای رشد ضروری بود.

he was known for criticizing outdated practices.

او به خاطر انتقاد از روش‌های قدیمی شناخته می‌شد.

criticizing someone publicly can damage relationships.

انتقاد علنی از کسی می‌تواند به روابط آسیب برساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید