favored

[ایالات متحده]/ˈfeɪ.vəd/
[بریتانیا]/ˈfeɪ.vərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ترجیح داده شده یا بیشتر از دیگران دوست داشته شده
v. حمایت کردن یا نشان دادن مهربانی به کسی

عبارات و ترکیب‌ها

favored nation

محبوب‌ترین ملت

favored status

وضعیت مورد علاقه

favored treatment

رفتار ویژه

favored choice

انتخاب برتر

favored candidate

نامزد مورد علاقه

favored option

گزینه ترجیحی

favored outcome

نتیجه مطلوب

favored group

گروه مورد علاقه

favored position

موقعیت برتر

favored interest

منافع مورد علاقه

جملات نمونه

she has always favored classical music over pop.

او همیشه موسیقی کلاسیک را بر موسیقی پاپ ترجیح داده است.

the teacher favored students who participated actively in class.

معلم به دانش آموزانی که به طور فعال در کلاس شرکت می کردند، لطف داشت.

he favored the idea of working from home.

او ایده کار از خانه را ترجیح می داد.

many people favored the new policy for its benefits.

بسیاری از مردم به دلیل مزایای آن، سیاست جدید را ترجیح دادند.

she favored a more relaxed approach to studying.

او یک رویکرد آرام تر به مطالعه را ترجیح می داد.

the committee favored the proposal with the most support.

کمیته پیشنهاد با بیشترین حمایت را ترجیح داد.

he favored outdoor activities during the summer.

او فعالیت های فضای باز را در طول تابستان ترجیح می داد.

they favored a collaborative method for the project.

آنها روش مشارکتی برای پروژه را ترجیح دادند.

she has favored her older brother since childhood.

او از دوران کودکی برادر بزرگتر خود را ترجیح داده است.

the investors favored companies with strong environmental policies.

سرمایه گذاران شرکت هایی با سیاست های زیست محیطی قوی را ترجیح دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید