favored nation
محبوبترین ملت
favored status
وضعیت مورد علاقه
favored treatment
رفتار ویژه
favored choice
انتخاب برتر
favored candidate
نامزد مورد علاقه
favored option
گزینه ترجیحی
favored outcome
نتیجه مطلوب
favored group
گروه مورد علاقه
favored position
موقعیت برتر
favored interest
منافع مورد علاقه
she has always favored classical music over pop.
او همیشه موسیقی کلاسیک را بر موسیقی پاپ ترجیح داده است.
the teacher favored students who participated actively in class.
معلم به دانش آموزانی که به طور فعال در کلاس شرکت می کردند، لطف داشت.
he favored the idea of working from home.
او ایده کار از خانه را ترجیح می داد.
many people favored the new policy for its benefits.
بسیاری از مردم به دلیل مزایای آن، سیاست جدید را ترجیح دادند.
she favored a more relaxed approach to studying.
او یک رویکرد آرام تر به مطالعه را ترجیح می داد.
the committee favored the proposal with the most support.
کمیته پیشنهاد با بیشترین حمایت را ترجیح داد.
he favored outdoor activities during the summer.
او فعالیت های فضای باز را در طول تابستان ترجیح می داد.
they favored a collaborative method for the project.
آنها روش مشارکتی برای پروژه را ترجیح دادند.
she has favored her older brother since childhood.
او از دوران کودکی برادر بزرگتر خود را ترجیح داده است.
the investors favored companies with strong environmental policies.
سرمایه گذاران شرکت هایی با سیاست های زیست محیطی قوی را ترجیح دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید