gift

[ایالات متحده]/gɪft/
[بریتانیا]/ɡɪft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هدیه، چیزی که بدون پرداخت به‌طور داوطلبانه داده می‌شود؛ توانایی یا استعداد طبیعی

عبارات و ترکیب‌ها

a thoughtful gift

یک هدیه با فکر

birthday gift

هدیه تولد

gift card

کارت هدیه

holiday gift

هدیه تعطیلات

gift wrapping

بسته‌بندی هدیه

gift exchange

تبادل هدیه

special gift

هدیه ویژه

sentimental gift

هدیه احساسی

gift box

جعبه هدیه

christmas gift

هدیه کریسمس

free gift

هدیه رایگان

gift shop

فروشگاه هدیه

gift wrap

کادوپیچ

natural gift

هدیه طبیعی

gift certificate

گواهی هدیه

gift package

بسته هدیه

gift tax

مالیات هدیه

gift of gab

توانایی خوش‌صحبت بودن

gift voucher

کوپن هدیه

جملات نمونه

the gift of prophecy.

هدیه نبوت

have the gift of prophecy

دارا بودن هدیه نبوت

an inappropriate gift

یک هدیه نامناسب

the gift of facile expression:

هدیه بیان آسان:

be gifted with talents

با استعداد بودن

a gift with no strings attached.

هدیه‌ای بدون هیچ قید و شرطی

The artist's gifts are at their acme.

هدیه های هنرمند در اوج خود هستند.

a gift for gymnastics

هدی برای ژیمناستیک

a gifted child; a gifted pianist.

کودک با استعداد؛ پیانیست با استعداد

an equitable distribution of gifts among the children.

توزیع منصفانه هدایا بین کودکان.

a gifted rendition of the aria.

اجرای با استعداد از آریای اپرا

his mother's gift of a pen.

هدیه مادرش یک قلم

he has a gift for comedy.

او استعداد کمدی دارد

man is gifted with a moral sense.

مرد با حس اخلاقی با استعداد است

the first England goal came gift-wrapped.

اولین گل انگلیس با بسته‌بندی هدیه آمد.

a gifted amateur musician.

یک نوازنده آماتور با استعداد

his great gift was for melody.

بزرگترین هدیه او برای ملودی بود.

نمونه‌های واقعی

Here are some customary clothing gifts.

این هدیه‌های پوششی مرسوم هستند.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

It's your parting gift, in that it will part you.

این هدیه خداحافظی شماست، به این معنا که شما را از هم جدا خواهد کرد.

منبع: Kung Fu Panda 2

No occasion. Just a little friend gift.

هیچ مناسبتی نیست. فقط یک هدیه کوچک از طرف دوست.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

Finally, Zeus bestowed two gifts on Pandora.

در نهایت، خدای ثانیا ​​دو هدیه به پاندورا بخشید.

منبع: TED-Ed (video version)

But for investors rummaging for bargains, the drop is a gift.

اما برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال معاملات هستند، این کاهش یک هدیه است.

منبع: Selections from "Fortune"

It's got some lovely gifts and souvenirs.

اینجا هدایا و سوغاتی‌های خوبی وجود دارد.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 14

Although I gave him many presents, I had no reciprocal gifts from him.

اگرچه هدیه‌های زیادی به او دادم، اما هدیه‌ای متقابل از او دریافت نکردم.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

You've always had the gift of moral clarity.

شما همیشه موهبت وضوح اخلاقی داشته‌اید.

منبع: American Horror Story: Season 2

Heavy rain is a gift from nature.

باران شدید هدیه‌ای از طبیعت است.

منبع: A Bite of China Season 1

Julis opened the gift . it was a ceramic grasshopper holding a globe.

جولیس هدیه را باز کرد. این یک کنسرسیوم سرامیکی بود که یک کره زمین را در دست داشت.

منبع: Hu Min reads stories to remember TOEFL vocabulary.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید