misfortune

[ایالات متحده]/ˌmɪsˈfɔːtʃuːn/
[بریتانیا]/ˌmɪsˈfɔːrtʃuːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سختی، فاجعه

جملات نمونه

Misfortune lighted upon him.

ناfortune به او رخ داد.

The old woman repined at her misfortune.

زن پیر بر بدبختی خود شکایت می‌کرد.

sailors who had the misfortune to be wrecked on these coasts.

ملوانانی که بدشان آمد و در این سواحل غرق شدند.

She had the misfortune to become gravely ill.

او بدشانسی آورد و به شدت بیمار شد.

He had the misfortune to break his left arm.

او بدشانس بود که بازوی چپش را شکست.

She had the misfortune to break her leg.

او بدشانس بود که پایش را شکست.

an elastic clause in a contract), is quick to recover, as from illness or misfortune (

یک بند انعطاف‌پذیر در قرارداد)، به سرعت بهبود می‌یابد، مانند بیماری یا بدبختی (

These misfortunes almost deprived him of his reason.

این بدبختی‌ها تقریباً او را از عقل خود محروم کردند.

After their misfortunes the family slowly became prosperous.

پس از بدبختی‌هایشان، خانواده به آرامی مرفه شد.

Misfortunes have rained heavily upon the old man.

بدبختی‌ها به شدت بر سر مرد پیر فرود آمده است.

She told us a harrowing tale of misfortunes.

او داستانی وحشتناک از بدبختی ها برای ما تعریف کرد.

She moaned her misfortunes to anyone who would listen.

او بدبختی‌های خود را به هر کسی که گوش می‌کرد، ناله‌ می‌کرد.

Despite his misfortunes, his faith and optimism remained intact.

با وجود بدبختی‌هایش، ایمان و خوش‌بینی‌اش دست‌نخورده باقی ماند.

some sixty-year-old man yammer taken to bring them misfortune and suffering.

یک مرد شصت و چند ساله که شروع به آوردن بدبختی و رنج به آنها کرد.

The great belief is that even if the misfortuned able to call you muster the courage to live.

باور بزرگ این است که حتی اگر بدشانس‌ها بتوانند شما را جمع کنند، شجاعتی برای زندگی داشته باشند.

"He failed in business not because of misfortune, but because of his own error."

او به دلیل بدشانسی بلکه به دلیل اشتباه خود در تجارت شکست خورد.

The losing gamester,in hopes of retrieving past misfortunes,goes on from bad to worse,till growing desperate,he pushes at everything and loses his all.

بازنده‌ای که امیدوار به جبران بدبختی‌های گذشته است، از بدتر می‌شود، تا اینکه ناامید شود و همه چیز را به خطر بیندازد و همه چیز را از دست بدهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید