blighted

[ایالات متحده]/ˈblaɪtəd/
[بریتانیا]/ˈblaɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پژمرده; ویران
v. آلوده کردن به آفت; نابود کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

blighted area

منطقه آسیب‌دیده

blighted community

جامعه آسیب‌دیده

blighted neighborhood

محله آسیب‌دیده

blighted property

ملک آسیب‌دیده

blighted city

شهر آسیب‌دیده

late blight

بیماری تاخیری

جملات نمونه

a blighted urban area;

یک منطقه شهری آسیب‌دیده;

Frost blighted the crops.

یخ‌بندان محصولات را از بین برد.

a peach tree blighted by leaf curl.

یک درخت هلو که دچار پیچ‌خوردگی برگ شده است.

The frost has blighted my crops.

یخ‌بندان محصولات من را از بین برده است.

Blighted stems often canker.

ساقه های آسیب دیده اغلب دچار گندیدگی می شوند.

the scandal blighted the careers of several leading politicians.

رسوایی باعث از بین رفتن حرفه چندین سیاستمدار برجسته شد.

plans to establish enterprise zones in blighted areas.

برنامه‌هایی برای ایجاد مناطق ویژه تجاری در مناطق آسیب‌دیده.

shopping developments have already blighted other parts of the city beyond recall.

توسعه های خرید دیگر بخش هایی از شهر را به گونه ای آسیب رسانده اند که دیگر قابل بازگشت نیست.

نمونه‌های واقعی

A survey by the environment ministry shows that fewer places are blighted by tags than ever.

بررسی انجام شده توسط وزارت محیط زیست نشان می‌دهد که تعداد مکان‌های آسیب‌دیده توسط برچسب‌ها کمتر از همیشه است.

منبع: The Economist (Summary)

It blighted her life for decades and drove her to become suicidal.

این موضوع زندگی او را برای دهه‌ها تاریک و ناامیدکننده کرد و او را به سمت خودکشی سوق داد.

منبع: Time

All the beautiful roses, that smelled so sweet and had so many lovely blushes, are blighted and spoiled!

تمام گل‌های زیبای سرخ، که بوی بسیار خوبی می‌دادند و رنگ‌های سرخ بسیار زیبایی داشتند، آسیب‌دیده و خراب شده‌اند!

منبع: American Elementary School English 5

Back then, the village was blighted by poverty, and each villager only earned about 800 yuan a year.

در آن زمان، روستا به دلیل فقر آسیب‌دیده بود و هر روستایی تنها حدود 800 یوان در سال درآمد داشت.

منبع: CRI Online March 2019 Collection

His ambition is to make a more industrious society, less blighted by the entitlement culture that blossomed under Labour.

هدف او ایجاد یک جامعه صنعتی‌تر است که کمتر تحت تأثیر فرهنگ استحقاقی باشد که در دوران حزب کارگر شکوفا شد.

منبع: The Economist (Summary)

I was capable of much; but I have been injured and blighted and crushed by things beyond my control!

من قادر به انجام کارهای زیادی بودم؛ اما آسیب دیده‌ام و ناامید شده‌ام و توسط عواملی که از کنترل من خارج بودند، خرد شده‌ام!

منبع: Returning Home

Prompting fears the UK capital could soon be famous for the super rats that once blighted Paris and New York.

این موضوع باعث ترس شده است که پایتخت بریتانیای کبیر ممکن است به زودی به دلیل موش‌های مافیا که زمانی پاریس و نیویورک را آزار می‌دادند، مشهور شود.

منبع: CNN 10 Student English February 2021 Compilation

The cost will be measured in disillusion, blighted communities and wasted lives. Unlike Japan, though, the euro zone is not cohesive.

هزینه آن با ناامیدی، جوامع آسیب‌دیده و زندگی‌های هدر رفته اندازه‌گیری خواهد شد. بر خلاف ژاپن، منطقه یورو منسجم نیست.

منبع: The Economist - Comprehensive

Mrs. Lynde says Myrtle Bell is a blighted being.

خانم لینده می‌گوید میرتل بل یک موجود آسیب‌دیده است.

منبع: Anne of Green Gables (Original Version)

Hopes sprang up in my heart only to be crushed and blighted.

امیدها در قلب من شعله‌ور شدند تا اینکه خرد و آسیب‌دیده شدند.

منبع: Twelve Years a Slave

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید