blown

[ایالات متحده]/bləʊn/
[بریتانیا]/blon/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال مبارزه برای نفس کشیدن; خسته
آلوده به مگس‌ها; کهنه
گسترش یافته; در شکوفایی کامل

عبارات و ترکیب‌ها

blown away

بسیار شگفت زده

blown up

منفجر شده

blown out

خاموش شده

blown off

دور شده

blown glass

شیشه دمنده

get blown

بیش از حد تحت تاثیر قرار گرفتن

blown fuse

فیوز سوخته

blown engine

موتور سوخته

blown tire

لاستیک پنچر

blown kiss

بوسه دم هوا

blown film

سربلونه

full blown

تمام عیار

جملات نمونه

The ship was blown on to the rocks.

کشتی به صخره‌ها برخورد کرد.

a full-blown financial crisis.

یک بحران مالی تمام عیار.

the truck was blown to kingdom come.

کامیون به کام مرگ فرستاده شد.

The roof of their house was blown away.

سقف خانه آنها از جا کنده شد.

The boat was blown over by a squall.

قایق توسط یک طوفان کوتاه مدت واژگون شد.

His ship was blown up by a torpedo.

کشتی او توسط یک خمپاره منفجر شد.

the spire was blown down during a gale.

اوج برج در طول یک طوفان از جا کنده شد.

an exhausted, blown horse.

اسبی خسته و فرسوده.

Jim has just blown in.

جیم به تازگی رسیده است.

A lot of dust had blown in.

مقدار زیادی گرد و غبار وارد شده بود.

His reputation is blown on.

شهرت او از بین رفته است.

Trouble has blown up at the school.

مشکلات در مدرسه سر برآورده است.

Our house was blown up in an air raid.

خانه ما در یک بمباران هوایی منفجر شد.

His reputation is blown upon.

شهرت او از بین رفته است.

he leapt out of the car just before it was blown apart.

او درست قبل از اینکه ماشین منفجر شود از ماشین بیرون پرید.

the blast had blown the windows out of the van.

ضربه باعث شد پنجره های ون به بیرون پرتاب شوند.

نمونه‌های واقعی

Life will have terrible blows, horrible blows, unfair blows.

زندگی ضربات وحشتناک، وحشتناک و ناعادلانه خواهد داشت.

منبع: Chronicle of Contemporary Celebrities

So i want the audience to be blown away.

پس می خواهم مخاطبان شگفت زده شوند.

منبع: Selected Film and Television News

Auction by auction, hammer blow by hammer blow, everything was taken.

در هر حراج، ضربه چکش به چکش، همه چیز گرفته شد.

منبع: The Power of Art - Rembrandt Harmenszoon van Rijn

Your mind is going to be blown.

ذهن شما منفجر خواهد شد.

منبع: Learn English with Matthew.

“Blown up a toilet? We've never blown up a toilet.”

«آیا دستشویی را منفجر کردید؟ ما هرگز دستشویی را منفجر نکرده ایم.»

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

Blow, wind, blow; Make the ship go!

وزوز کن، باد، وزوز کن؛ کشتی را به حرکت درآور!

منبع: British Original Language Textbook Volume 1

That's crazy, " blew my mind" , " he blew my mind" .

این خیلی عجیبه، "ذهنم را به هم ریخت" ، "او ذهن من را به هم ریخت" .

منبع: Tips for IELTS Speaking.

Each spring, pollen from nearby plants is blown into the water.

در هر بهار، گرده از گیاهان نزدیک به آب منتقل می شود.

منبع: North American Great Plains - Wild New World

All my papers have been blown off the desk and onto the floor!

همه کاغذهایم از روی میز به زمین افتاده اند!

منبع: New Horizons College English Audio-Visual Course (Third Edition)

But that wolf has just blown away the log house...

اما آن گرگ به تازگی کلبه چوبی را از جا درآورده است...

منبع: Bedtime stories for children

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید