inflated

[ایالات متحده]/ɪn'fleɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪn'fletɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متورم یا گسترش یافته به دلیل پر بودن از هوا یا گاز؛ اغراق‌آمیز یا بیش از حد بیان شده؛ مربوط به تورم در اقتصاد

عبارات و ترکیب‌ها

inflated prices

قیمت‌های مصنوعی

inflate a balloon

باد کردن یک بادکنک

inflate one's ego

بزرگ کردن خودنمایی

inflate a tire

باد کردن لاستیک

inflate a mattress

باد کردن تشک

inflate a bubble

باد کردن حباب

inflated price

قیمت مصنوعی

جملات نمونه

an inflated estimate; an inflated ego.

یک تخمین اغراق‌آمیز؛ یک خودشیفتگی اغراق‌آمیز.

an inflated economy; inflated wages.

یک اقتصاد متورم؛ دستمزدها متورم.

the inflated salary of a star boggles the mind.

حقوق نجومی یک ستاره ذهن را متحیر می‌کند.

you have a very inflated opinion of your worth.

شما یک نظر بسیار متورم در مورد ارزش خود دارید.

inflated her own importance;

اهمیت خود را اغراق کرد.

They all seem to take an inflated view of their collective identity.

آنها به نظر می‌رسد که یک دیدگاه اغراق‌آمیز نسبت به هویت جمعی خود دارند.

The prices of meals are often artificially inflated.

اثر قیمت وعده‌های غذایی اغلب به طور مصنوعی افزایش می‌یابد.

genus of North American plants with showy pealike flowers and an inflated pod.

سرده‌ای از گیاهان آمریکای شمالی با گل‌های پود مانند نمایشی و یک غده متورم.

With a supply of compressed air, the large balloon inflated in a matter of seconds.

با استفاده از هوای فشرده، بادکنک بزرگ در عرض چند ثانیه متورم شد.

The machine is applied to automatic packing for inflated foods, beans, peanuts, biscuit, melon seeds, sugar, granuliform pieces.

این دستگاه برای بسته‌بندی خودکار مواد غذایی متورم، حبوبات، بادام زمینی، بیسکویت، دانه‌های هندوانه، شکر، قطعات دانه ای استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید