windy

[ایالات متحده]/ˈwɪndi/
[بریتانیا]/ˈwɪndi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشخصه با باد زیاد؛ \nداشتن معده متورم؛ \nخودستایی یا لاف زدن.

عبارات و ترکیب‌ها

windy conditions

شرایط آلوده به باد

windy day

روز آلوده به باد

windy city

شهر ветри

جملات نمونه

It was a windy night.

شب طوفانی بود.

It is windy today.

امروز طوفانی است.

it will become windy in the west.

در غرب وزش باد خواهد شد.

a wet, windy evening.

یک عصر مرطوب و دلپزیر

a very windy day.

یک روز بسیار طوفانی.

It isn't half windy today!

امروز نصف آنقدرها هم طوفانی نیست!

it was so windy that the tent nearly blew away.

باد خیلی شدید بود که چادر تقریباً رها شد.

the way to save time in an exam is by omitting windy phrases.

راه صرفه جویی در زمان در امتحان با حذف عبارات طولانی و غیرضروری است.

It was so windy my umbrella turned inside out.

خیلی طوفانی بود که چتر من به داخل برگشت.

It was so windy that the branches were scraping against the window panes.

خیلی طوفانی بود که شاخه ها به شیشه ها ساییده می شدند.

It seemed to be getting windy; the leaves were being blown about.

به نظر می رسید که طوفانی می شود؛ برگ ها در حال وزش بودند.

The moonshining night is a real but grim world which contained the female tragical fate, the sentiment story mixed orexis and the pale windy life form.

شب مهتابی دنیایی واقعی اما تاریک است که شامل سرنوشت غم انگیز زن، داستان احساسی مخلوط شده با ارξης و شکل زندگی کم نور و طوفانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید