boon

[ایالات متحده]/buːn/
[بریتانیا]/buːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سود، منفعت، شیء مفید
adj. دلپذیر، سخاوتمند

عبارات و ترکیب‌ها

receive a boon

دریافت یک موهبت

boon companion

همراه موهبتی

جملات نمونه

a boon companion to all.

یک همراه خوب برای همه.

Radio is a boon to the blind.

رادیو یک نعمت برای نابینایان است.

the route will be a boon to many travellers.

مسیر برای بسیاری از مسافران یک نعمت خواهد بود.

ask a boon (of sb.)

درخواست یک لطف (از کسی) کنید.

A spanking breeze is a boon to sailors.

نسیمی دلپذیر برای دریانوردان یک نعمت است.

I'm not exactly the Mills and Boon tall dark stranger.

من دقیقاً مرد قدبلند و تیره پوست به سبک میلز اند بون نیستم.

A bicycle is a real boon when you live in a small town.

دوچرخهه یک نعمت واقعی است وقتی در یک شهر کوچک زندگی می کنید.

The monitor is a person who seldom asks a boon of others.

ناظر کسی است که به ندرت از دیگران درخواست لطف می کند.

Boon walked in and quieted the engine.

بون وارد شد و موتور را خاموش کرد.

A car is a real boon when you live in the country.

یک ماشین یک نعمت واقعی است وقتی در روستا زندگی می کنید.

These machines have proved a real boon to disabled people.

این دستگاه ها برای افراد معلول یک نعمت واقعی بوده اند.

The building scheme comes as an enormous boon for the building industry.

طرح ساختمانی به عنوان یک نعمت بزرگ برای صنعت ساختمان ظاهر می شود.

نمونه‌های واقعی

That would be a huge boon to colonization.

این یک کمک بزرگ به استعمار خواهد بود.

منبع: Crash Course Astronomy

Through one lens, this is a boon for competition.

از یک دریچه، این یک کمک برای رقابت است.

منبع: Dominance Issue 3 (March 2018)

That would be an obvious boon.

این یک کمک آشکار خواهد بود.

منبع: The Economist - Technology

Yet even if solar power is a boon to consumers, it threatens some utilities.

با این حال، حتی اگر انرژی خورشیدی برای مصرف‌کنندگان یک کمک باشد، تهدیدی برای برخی از خدمات‌رسانی‌ها است.

منبع: The Economist (Summary)

He says, Branch has been a boon for his business.

او می‌گوید، Branch برای کسب و کار او یک کمک بوده است.

منبع: VOA Standard Speed February 2016 Collection

The miscarriage of justice was a boon for the labor movement.

انحراف عدالت، یک کمک برای جنبش کارگری بود.

منبع: Selected English short passages

At last Hook had got the boon for which he craved.

در نهایت، Hook آن کمک هایی را که می خواست به دست آورد.

منبع: Peter Pan

Having a parent who is a teacher is a real boon to the kids.

داشتن والدینی که معلم هستند، یک کمک واقعی به کودکان است.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Such programmes have proved a boon to American carriers in the pandemic.

این برنامه‌ها در طول همه‌گیری برای شرکت‌های حمل و نقل آمریکایی یک کمک اثبات شده‌اند.

منبع: The Economist (Summary)

Derek also says this energy crisis is a boon for fossil fuel producers.

درک همچنین می‌گوید این بحران انرژی یک کمک برای تولیدکنندگان سوخت‌های فسیلی است.

منبع: Financial Times

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید