bane

[ایالات متحده]/beɪn/
[بریتانیا]/beɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سم
نابودی
علت تخریب

جملات نمونه

the bane of one's existence

نشانه‌ی وجود یک مشکل

the telephone was the bane of my life .

تلفن آفت جان من بود.

That car is always breaking down! It’s the bane of my life.

آن ماشین همیشه خراب می‌شود! این آفت زندگی من است.

Social media can be a bane to productivity.

شبکه‌های اجتماعی می‌توانند آفت بهره‌وری باشند.

Procrastination is the bane of my existence.

به تعویق انداختن کار، آفت وجود من است.

Lack of sleep is the bane of every student during exam season.

کمبود خواب آفت هر دانش‌آموزی در زمان امتحانات است.

Bad weather can be the bane of outdoor events.

آب و هوای نامساعد می‌تواند آفت رویدادهای فضای باز باشد.

Ignorance is the bane of progress.

نادانی آفت پیشرفت است.

Traffic jams are the bane of commuters.

ترافیک سنگین آفت مسافران است.

Negative thinking can be the bane of success.

تفکر منفی می‌تواند آفت موفقیت باشد.

Poor time management is the bane of efficiency.

مدیریت زمان ضعیف می‌تواند آفت کارایی باشد.

Gossip can be the bane of relationships.

گپ و شایعه می‌تواند آفت روابط باشد.

Insecurity is the bane of self-confidence.

بی‌اعتمادی به نفس می‌تواند آفت اعتماد به نفس باشد.

نمونه‌های واقعی

ARTHRITIS is the bane of millions of lives.

آرتروز ضربهٔ سنگینی به زندگی میلیون‌ها نفر است.

منبع: The Economist - Technology

You know, ever since N.A.F.T.A. , corporate outsourcing has been the bane of the American worker.

می‌دانید، از زمان N.A.F.T.A. ، برون‌سپاری شرکتی ضربهٔ سنگینی به کارگر آمریکایی بوده است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

I don't know about you, but mosquitoes are the bane of my digital existence.

من نمی‌دانم در مورد شما، اما نیش پشه‌ها ضربهٔ سنگینی به وجود دیجیتال من است.

منبع: Life Noggin Science Popularization Selection (Bilingual)

Botulinum toxin may help relieve chronic pain ARTHRITIS is the bane of millions of lives.

سم بوتولینوم ممکن است به تسکین درد مزمن کمک کند آرتروز ضربهٔ سنگینی به زندگی میلیون‌ها نفر است.

منبع: The Economist - Technology

And landlords who use heavy tactics to enforce payment are similarly a bane of tenants.

و موجرانی که از تاکتیک‌های سنگین برای تحمیل پرداخت استفاده می‌کنند، به طور مشابه ضربهٔ مستأجران هستند.

منبع: The Economist (Summary)

He wondered whether it had been Bane who had kicked Firenze in the chest.

او فکر کرد شاید بهین بوده که کسی فلورنس را در سینه لگد زده است.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

Come on, Kevin. Let's go. He looks like Bane, but he sleeps like a baby.

بیا، کوین. بریم. او شبیه به بهین است، اما مثل یک نوزاد می‌خوابد.

منبع: "Reconstructing a Lady" Original Soundtrack

The aristocratic tradition embedded in British higher education is its bane.

سابقهٔ اشرافی که در آموزش عالی بریتانیا تعبیه شده است، ضربهٔ آن است.

منبع: Southwest Associated University English Textbook

(thunder rumbles) (voice screams) So shaving is a bane of my existence.

(رعد و برق می‌آید) (صدای فریاد) پس اصلاح ضربهٔ سنگینی به وجود من است.

منبع: Buzzfeed Women's Fashion Talk

He has called me his bane!

او مرا ضربهٔ خود خوانده است!

منبع: Monk (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید