breakable

[ایالات متحده]/ˈbreɪkəbəl/
[بریتانیا]/ˈbrɛkəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل شکستن به راحتی
n. چیزی که می‌تواند به راحتی شکسته شود

عبارات و ترکیب‌ها

breakable glass

شیشه شکننده

breakable toy

اسباب بازی قابل شکستن

breakable bone

استخوان شکننده

breakable heart

قلب شکسته

breakable promise

قول شکسته

breakable record

رکورد قابل شکستن

جملات نمونه

this vase is breakable, so handle it with care.

این گلدان شکننده است، لطفاً با احتیاط از آن استفاده کنید.

children should be taught not to play with breakable items.

باید به کودکان آموزش داد که با وسایل شکننده بازی نکنند.

we need to pack the breakable dishes securely.

ما باید ظروف شکننده را به طور ایمن بسته بندی کنیم.

make sure to label the box as breakable.

مطمئن شوید که روی جعبه نوشته اید "شکننده".

she prefers using breakable materials for her art projects.

او ترجیح می دهد از مواد شکننده برای پروژه های هنری خود استفاده کند.

he warned me that the sculpture was breakable.

او به من هشدار داد که مجسمه شکننده است.

they sell a variety of breakable souvenirs at the gift shop.

آنها انواع سوغاتی های شکننده را در مغازه سوغاتی می فروشند.

breakable items should be kept out of reach of pets.

وسایل شکننده را دور از دسترس حیوانات خانگی نگه دارید.

always check for breakable parts before purchasing.

همیشه قبل از خرید، قسمت های شکننده را بررسی کنید.

the breakable glassware was displayed on a high shelf.

شیشه های شکننده در یک قفسه بلند به نمایش گذاشته شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید