tenuous

[ایالات متحده]/ˈtenjuəs/
[بریتانیا]/ˈtenjuəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد یک پایه محکم؛ نازک؛ بسیار ضعیف یا ناچیز؛ دارای اهمیت کم

عبارات و ترکیب‌ها

tenuous connection

ارتباط ضعیف

tenuous evidence

دلایل ضعیف

tenuous relationship

ارتباط ضعیف

جملات نمونه

a tenuous nylon rope

یک طناب نایلونی شکننده.

a tenuous line of argument

یک خط استدلال ضعیف

the tenuous air at a great height

هوای ناپایدار در ارتفاع زیاد

He has a rather tenuous grasp of reality.

او درک نسبتاً ضعیفی از واقعیت دارد.

the tenuous link between interest rates and investment.

ارتباط ظریف بین نرخ بهره و سرمایه گذاری.

keeping the tenuous thread of life attached to a dying body.

حفظ رشته نازک زندگی که به یک بدن در حال مرگ متصل است.

pedicel tenuous, 6-8 mm, glabrous, base with multicolumn deltoid scales.

ساقه گلریز ضعیف، 6-8 میلی‌متری، بدون کرک، قاعده با فلس‌های دلتوئید چند ستونی.

Working on a comparable timescale, SIM should provide positional information for a subsample of faint stars, thereby probing the most tenuous star streams.

با کار بر روی یک مقیاس زمانی قابل مقایسه، SIM باید اطلاعات مکانی را برای یک زیرنمونه از ستارگان کم‌نور ارائه دهد و بدین ترتیب جریان‌های ستاره‌ای کم‌دوام را بررسی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید