brisk

[ایالات متحده]/brɪsk/
[بریتانیا]/brɪsk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تند، زنده، سریع
vi. فعال شدن
vt. کسی یا چیزی را زنده یا سریع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

brisk pace

گام تند

brisk walk

قدم زدن سریع

brisk wind

باد تند

brisk sales

فروش سریع

brisk morning

صبح دلپذیر

brisk response

پاسخ سریع

جملات نمونه

a good brisk walk.

یک پیاده‌روی خوب و سریع.

Business is brisk today.

امروز کسب و کار رونق دارد.

The market brisked up.

بازار رونق گرفت.

played the concerto at a brisk tempo.

قطعه‌سازی را با سرعت مناسب اجرا کرد.

The actress is walking at a brisk pace.

بازیگر زن با سرعت مناسب در حال قدم زدن است.

The brisk walk gave an edge to my appetite.

پیاده‌روی سریع باعث افزایش اشتها من شد.

she adopted a brisk, businesslike tone.

او لحنی سریع و تجاری به خود گرفت.

Mary brisked up her pace.

مری سرعت خود را افزایش داد.

There’s nothing like a brisk walk on a cold day!

هیچ چیز مثل یک پیاده‌روی سریع در یک روز سرد نیست!

had a brisk walk in the park.See Synonyms at nimble

یک پیاده‌روی سریع در پارک داشت. برای یافتن مترادفها به nimble مراجعه کنید.

It's great to work outdoors during brisk fall days.

در طول روزهای پاییزی خنک، کار در فضای باز عالی است.

three small ships were scudding before a brisk breeze.

سه کشتی کوچک در برابر یک نسیم ملایم در حال حرکت بودند.

'Thanky, George,' replied the sea-cook. 'You always was brisk for business, and has the rules by heart, George, as I'm pleased to see .

'متشکرم، جورج،' پاسخ آشپز دریا. 'شما همیشه برای کسب و کار سریع بودید و قوانین را از حفظ دارید، جورج، همانطور که خوشحالیم که ببینیم.'

نمونه‌های واقعی

It's a little brisk out tonight, huh?

هوا امشب کمی سرد است، مگه نه؟

منبع: How I Met Your Mother: The Video Version (Season 5)

Hi Neil. Number three – brisk means quick and energetic.

سلام نیل. شماره سه – سریع و پرانرژی به معنای 'بِرِسْک' است.

منبع: 6 Minute English

This could be a brisk walk or cycling.

این می‌تواند یک پیاده‌روی سریع یا دوچرخه‌سواری باشد.

منبع: Popular Science Essays

Great day to be out, you know? Not cold. Cool, kind of brisk.

چه روز خوبی برای بیرون رفتن، می‌دانید؟ نه سرد. خنک، کمی سریع.

منبع: Go blank axis version

Trade is brisk in Hazare rosettes, headbands, T-shirts, and badges.

معاملات در مورد گل‌های سر Hazare، هدبندها، تی‌شرت‌ها و نشان‌ها پررونق است.

منبع: The Economist - International

Summers are warm, not hot, and winters are brisk rather than freezing.

تابستان‌ها گرم هستند، نه داغ، و زمستان‌ها نسبتاً سریع هستند تا یخی.

منبع: Advanced American English by Lai Shih-hsiung

The Exercise Ring captures the brisk activity that you've done.

حلقه تمرین، فعالیت‌های سریع شما را ثبت می‌کند.

منبع: Apple Watch

There was a brisk wind coming off the waves, cool and briny.

یک باد سریع از امواج وزش می‌کرد، خنک و شور.

منبع: Twilight: Eclipse

I entered a large room, in which blazed a brisk fire.

وارد یک اتاق بزرگ شدم که یک آتش سریع شعله‌ور بود.

منبع: American Original Language Arts Volume 5

A brisk walk brings him home from work in a short time.

یک پیاده‌روی سریع او را در مدت کوتاهی به خانه از محل کار می‌رساند.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید