bracing

[ایالات متحده]/ˈbreɪsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbreɪsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشاط آور، احساس تازگی و انرژی بخشیدن
n. وسیله‌ای برای محکم کردن یا حمایت از چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

a bracing walk

قدم زدن دلپذیر

bracing sea air

هوای دریای دلپذیر

bracing structure

ساختار دلپذیر

diagonal bracing

تقویت قطری

جملات نمونه

the bracing sea air.

هواى دلپذیر و خنک دریا

The country is bracing itself for the threatened enemy invasion.

کشور خود را برای حمله قریب الوقوع دشمن آماده می کند.

both stations are bracing themselves for job losses.

هر دو ایستگاه خود را برای از دست دادن شغل آماده می کنند.

General,X type bracing often be used in TOXON metal building system,but K type bracing and/or Portal frame bracing also be used it is required.

ژنرال، اغلب از بسته‌بندی نوع X در سیستم ساختمانی فلزی TOXON استفاده می‌شود، اما بسته‌بندی نوع K و/یا بسته‌بندی قاب پورتال نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد، این مورد نیاز است.

The device comprises a mixing plastifying screw, a machine barrel, a screw driving system, a bracing frame and a bearing arranged on the bracing frame.

این دستگاه شامل یک پیچ پلاستیک‌ساز، یک بدنه ماشین، یک سیستم رانش پیچ، یک قاب بسته‌بندی و یک بلبرینگ که روی قاب بسته‌بندی قرار دارد، می‌شود.

Here it comes, I think, bracing myself for a classic Norman fulmination on how basic design flaws in ordinary objects are the true sources of most “human error.

اینجا می‌آید، فکر می‌کنم، خودم را برای یک غرش کلاسیک نورمن در مورد اینکه نقص‌های طراحی اساسی در اشیاء معمولی، منابع اصلی بیشتر

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید