sluggish

[ایالات متحده]/ˈslʌɡɪʃ/
[بریتانیا]/ˈslʌɡɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد انرژی یا هوشیاری؛ به آرامی حرکت کردن، واکنش نشان دادن یا کار کردن
n. وضعیت عدم فعالیت یا کسالت در بازار؛ شرایط ضعیف بازار.

عبارات و ترکیب‌ها

sluggish economy

اقتصاد کند

sluggish market

بازار کساد

جملات نمونه

a sluggish stream; sluggish growth.

یک جریان کند؛ رشد کند.

a gentle paddle on sluggish water.

یک پاروی ملایم در آب آرام

the car had been sluggish all morning.

ماشین تمام روز صبح کند بود.

sluggish krait banded with black and yellow.

مار کrait کند با راه راه سیاه و زرد.

she suggests ways to jump-start the sluggish educational system.

او راه هایی برای شروع سیستم آموزشی کند پیشنهاد می کند.

under the ford the river backs up, giving a deep sluggish flow.

تحت فرودگاه، رودخانه بالا می‌رود و جریان عمیق و کندی ایجاد می‌کند.

It may well be called the Concord, the river of peace and quietness;for it is certainly the most unexcitable and sluggish stream that ever loi¬tered imperceptible towards its eternity—the sea.

شاید به درستی آن را کانکورد، رودخانه صلح و آرامش بنامند؛زیرا مطمئناً کندترین و سنگین‌ترین جریانی است که تا به حال به آرامی و تقریباً نامحسوس به سمت جاودانگی خود - دریا - در حرکت بوده است.

نمونه‌های واقعی

You might start coughing, feel sluggish and have chest pain.

شما ممکن است شروع به سرفه کنید، احساس بی‌حالی و درد در قفسه سینه داشته باشید.

منبع: If there is a if.

The snake was sluggish because of the cold weather.

مارمولک به دلیل هوای سرد، بی‌حال بود.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

But the sluggish US economic recovery has also contributed to the exodus.

اما بهبود اقتصادی کند ایالات متحده نیز به خروج کمک کرده است.

منبع: BBC Listening Collection November 2015

The koala is a sluggish, tailless, furry arboreal marsupial.

کوالا یک کیسه‌دار درخت‌زی، بی‌حال، بدون دم و پوشیده از خز است.

منبع: IELTS Listening

This reduces the battery's power, leading to sluggish acceleration.

این باعث کاهش توان باتری می شود و منجر به کاهش سرعت می گردد.

منبع: The Economist - Technology

Absence of myelin sheath means that the nerve impulses become slow and sluggish.

عدم وجود غلاف میلین به این معنی است که تکانه های عصبی کند و بی‌حال می شوند.

منبع: Osmosis - Nerve

The recovery remains sluggish, but compares well with those of other economies.

بهبود همچنان کند است، اما با بهبود سایر اقتصادها قابل مقایسه است.

منبع: The Economist - International

And as sluggish economic growth model is the third one.

و همانطور که مدل رشد اقتصادی کند، سومین مورد است.

منبع: VOA Standard English_Americas

Progress remains equally sluggish when it comes to compensation.

پیشرفت در زمینه جبران خسارت نیز به همان اندازه کند است.

منبع: Lean In

And I would feel so sluggish, and awkward, and weird.

و من احساس بی‌حالی، دست و پا چلفتی و عجیب و غریب خواهم کرد.

منبع: Learn American pronunciation with Hadar.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید