brunch

[ایالات متحده]/brʌntʃ/
[بریتانیا]/brʌntʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برانچ

جملات نمونه

We had a Sunday brunch of bagels.

ما یک صبحانه آخر هفته با شیرینی کشمشی داشتیم.

An informal brunch served as a preface to the three-day conference.

یک صبحانه آخر هفته غیررسمی مقدمه‌ای برای کنفرانس سه روزه بود.

They eat much the same thing for brunch every day.

آنها تقریباً هر روز همان چیزها را برای صبحانه آخر هفته می‌خورند.

Stereovision, an active brunch of robotic technology, is one important attribute of intelligent robot.

استریوویژن، یک صبحانه آخر هفته فعال از فناوری رباتیک، یکی از ویژگی‌های مهم ربات هوشمند است.

Let's go out for brunch this weekend.

این آخر هفته برای صبحانه آخر هفته بیرون برویم.

I love having brunch with friends on Sundays.

من عاشق صبحانه آخر هفته با دوستان در روزهای یکشنبه هستم.

Brunch is a popular meal option for many people.

صبحانه آخر هفته یک گزینه غذایی محبوب برای بسیاری از افراد است.

She ordered avocado toast at brunch.

او در صبحانه آخر هفته نان تست آووکادو سفارش داد.

Brunch is a combination of breakfast and lunch.

صبحانه آخر هفته ترکیبی از صبحانه و ناهار است.

We usually have brunch at that cute cafe.

ما معمولاً در آن کافه زیبا صبحانه آخر هفته می‌خوریم.

I'm craving pancakes for brunch.

من هوس پنکیک برای صبحانه آخر هفته دارم.

Brunch menus often include both sweet and savory options.

منوی صبحانه آخر هفته اغلب شامل هم گزینه‌های شیرین و هم دلپذیر است.

What time are we meeting for brunch tomorrow?

ما فردا چه ساعتی برای صبحانه آخر هفته ملاقات می‌کنیم؟

She suggested trying a new brunch spot downtown.

او پیشنهاد کرد یک مکان صبحانه آخر هفته جدید در مرکز شهر را امتحان کنید.

نمونه‌های واقعی

Harold's holding a brunch in his honor.

هیرالد در حال برگزاری یک صبحانه در افتخار اوست.

منبع: Deadly Women

It's listed as a brunch, this is breakfast.

آن را به عنوان یک صبحانه فهرست کرده‌اند، این صبحانه است.

منبع: Celebrity Speech Compilation

Blast ye. I ain't finished me brunch yet.

متاسفم. من هنوز صبحانه‌ام را تمام نکرده‌ام.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

It's really amazing. I made a delicious brunch right after.

واقعا شگفت انگیز است. من بلافاصله بعد از آن یک صبحانه خوشمزه درست کردم.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2021 Collection

Oh, what are you talking about? It's just a brunch.

اوه، درباره چه صحبت می کنید؟ فقط یک صبحانه است.

منبع: Desperate Housewives Season 7

We've never thrown a brunch before, and I wanted to work out all the kinks.

ما تا به حال یک صبحانه برگزار نکرده ایم و می خواستم تمام مشکلات را برطرف کنم.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

You know that guy on my show that's in a coma? He's having a brunch.

همان مردی را در برنامه من می‌دانید که در حالت کماست؟ او در حال خوردن صبحانه است.

منبع: Friends Season 2

Very, very popular word is " brunch" , but do you know what " brunch" means?

کلمه "صبحانه" بسیار محبوب است، اما می دانید "صبحانه" به چه معناست؟

منبع: Engvid Super Teacher Ronnie - Vocabulary

I mean, how many inmates get sent off with a festive champagne brunch?

منظورم این است، چند زندانی با یک صبحانه شامپاین جشن گرفته می شوند؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

So, I took matters into my own hands, and I arranged a brunch.

بنابراین، من خودم دست به کار شدم و یک صبحانه ترتیب دادم.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید