late

[ایالات متحده]/leɪt/
[بریتانیا]/leɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در زمان مقرر، معمولی یا مناسب نرسیدن، اتفاق نیفتادن یا حل نشدن
adv. پس از زمان مقرر، معمولی یا مناسب، به تازگی

عبارات و ترکیب‌ها

running late

دیر رسیدن

arriving late

دیر رسیدن

of late

به تازگی

late for

دیر برای

late stage

مرحله پایانی

late at night

دیروقت شب

late on

بعداً

late night

دیروقت شب

stay up late

بیدار ماندن تا دیروقت

late autumn

اواخر پاییز

sleep late

دیر بجنبان

late summer

تابستان پایانی

late arrival

تاخیر در رسیدن

late fee

جریمه دیرکرد

late blight

بیماری پوسیدگی دیررس

late show

نمایش شبانه دیر

late shipment

ارسال دیر

late teens

نوجوانی دیر

late model

مدل جدید

late bloomer

گل خبازنده دیر

جملات نمونه

They will be late, as it appears.

آنها دیر خواهند رسید، همانطور که پیداست.

a late breakfast; a late meeting.

صبحانه دیر؛ یک جلسه دیر.

they sleep late Saturdays.

آنها شنبه‌ها دیر می‌خوابند.

he was a late bloomer.

او یک دیرگل بود.

I was late for a class.

من برای یک کلاس دیر رسیدم.

a habitual late sleeper.

یک خواب‌آور دیر هنگام همیشگی

it's too late for sherry.

دیگه برای شرری خیلی دیر شده.

the last late chrysanthemums.

آخرین کروم‌های دیررس.

a late colleague of mine.

همکار متوفای من

in memory of the late explorer.

به یادبود کاوشگر درگذشته.

a late blight of tomato

آفت تاخیری گوجه فرنگی

She is a late riser.

او یک بیدارخواب دیر است.

I was late for school.

من برای مدرسه دیر رسیدم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید