breakfast

[ایالات متحده]/'brekfəst/
[بریتانیا]/'brɛkfəst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اولین وعده غذایی روز
vi. صبحانه خوردن
vt. فراهم کردن غذا برای کسی در صبح

عبارات و ترکیب‌ها

have breakfast

نوشیدن صبحانه

breakfast food

غذاهای صبحانه

continental breakfast

صبحانه قاره‌ای

nutritious breakfast

صبحانه مغذی

breakfast options

گزینه‌های صبحانه

for breakfast

برای صبحانه

eat breakfast

صبحانه بخور

at breakfast

در صبحانه

bed and breakfast

اقامتگاه و صبحانه

english breakfast

صبحانه انگلیسی

big breakfast

صبحانه بزرگ

breakfast room

اتاق صبحانه

make breakfast

صبحانه درست کن

breakfast buffet

بوفه صبحانه

جملات نمونه

a breakfast nook; the breakfast dishes.

گوشه صبحانه؛ ظروف صبحانه

a breakfast of bacon and eggs.

یک صبحانه حاوی بیکن و تخم مرغ

that's a dilly of a breakfast recipe.

آن یک دستورالعمل صبحانه عالی است.

breakfast at 0700 h.

صبحانه ساعت 0700

They begin breakfast at seven.

آنها صبحانه را ساعت هفت شروع می کنند.

Oatmeal is a breakfast food.

بلغور جو دوسر یک غذای صبحانه است.

a leisurely breakfast at our hotel.

یک صبحانه آرام در هتل ما.

We finished breakfast silently.

ما صبحانه را به آرامی تمام کردیم.

Breakfast was a very subdued affair.

صبحانه یک رویداد بسیار آرام بود.

breakfast food; plant food.

غذاهای صبحانه؛ غذای گیاهی

at breakfast she would be persistently bright and chirpy.

در صبحانه، او به طور مداوم با نشاط و رسا بود.

we made a real dog's breakfast of it .

ما یک صبحانه واقعی و نامرتب درست کردیم.

a new breakfast food can easily be merchandised.

یک غذای صبحانه جدید را می توان به راحتی به بازار عرضه کرد.

a late breakfast; a late meeting.

صبحانه دیر؛ یک جلسه دیر.

I usually eat my breakfast on the fly.

من معمولاً صبحانه خود را در حال حرکت می خورم.

We breakfasted on the terrace.

ما در ایوان صبحانه خوردیم.

Our breakfast hour is at seven o'clock.

ساعت صبحانه ما ساعت هفت است.

The hotel regularly breakfasts 300 people.

هتل به طور منظم برای 300 نفر صبحانه آماده می کند.

نمونه‌های واقعی

Starting with breakfast. - He loved breakfast.

با صبحانه شروع کردیم. - او عاشق صبحانه بود.

منبع: Our Day This Season 1

It's listed as a brunch, this is breakfast.

آن را به عنوان یک ناهار فهرست کرده اند، این صبحانه است.

منبع: Celebrity Speech Compilation

Beth This was a good breakfast, Beth.

بت، این یک صبحانه خوب بود، بت.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

Farm manager Laura Genello feeds them breakfast.

مدیر مزرعه، لورا جنلو، به آنها صبحانه می دهد.

منبع: Han Gang B2A "Translation Point": Quick Start Guide for Listening Notes

Cooking your breakfast and pouring your coffee?

صبحانه شما را درست می کنید و قهوه شما را می ریزید؟

منبع: Deadly Women

Can I get you some breakfast, honey?

آیا می توانم برای شما کمی صبحانه بگیرم، عزیزم؟

منبع: Young Sheldon - Season 2

Be hours before Finch brings us breakfast.

ساعت ها طول می کشد تا فینچ برای ما صبحانه بیاورد.

منبع: American TV series Person of Interest Season 4

You're prepared, you eat a good breakfast.

آماده هستید، شما یک صبحانه خوب می خورید.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

Um Sian, have you had your breakfast today?

ام سیان، آیا امروز صبحانه خوردی؟

منبع: BBC Authentic English

Prince Arthur, you didn't finish your breakfast.

شاهزاده آرتور، شما صبحانه خود را تمام نکردید.

منبع: The Legend of Merlin

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید